ramee

[ایالات متحده]/ˈræmi/
[بریتانیا]/ˈræmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه رامیه؛ الیاف رامیه
Word Forms
جمعramees

عبارات و ترکیب‌ها

ramee drink

نوشیدنی رمه

ramee party

جشن رمه

ramee festival

جشنواره رمه

ramee flavor

طعم رمه

ramee cocktail

کوکتل رمه

ramee recipe

دستور العمل رمه

ramee mix

مخلوط رمه

ramee brand

برند رمه

ramee essence

اسانس رمه

ramee flavoring

طعم دهنده رمه

جملات نمونه

ramee is known for its unique flavor.

رامي به خاطر طعم منحصر به فردش شناخته شده است.

she decided to try the ramee dish at the restaurant.

او تصمیم گرفت غذای رامی را در رستوران امتحان کند.

ramee can be served with various side dishes.

رامي را می توان با انواع غذاهای جانبی سرو کرد.

many people enjoy ramee during special occasions.

بسیاری از مردم رامی را در مناسبت های خاص از آن لذت می برند.

the chef prepared a delicious ramee recipe.

سرآشپز یک دستور غذای خوشمزه رامی تهیه کرد.

ramee has become a popular choice among locals.

رامي به یک انتخاب محبوب در بین مردم محلی تبدیل شده است.

they offered ramee as the main course at the wedding.

آنها رامی را به عنوان غذای اصلی در عروسی ارائه کردند.

ramee pairs well with spicy sauces.

رامي با سس های تند خوب می شود.

she learned how to cook ramee from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه رامی را از مادربزرگش بپزد.

ramee is often enjoyed with a refreshing drink.

رامي اغلب با یک نوشیدنی خنک کننده لذت می برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید