ramen

[ایالات متحده]/ˈrɑːmən/
[بریتانیا]/ˈrɑːmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غذای نودل ژاپنی که در یک آبگوشت بر پایه گوشت یا ماهی سرو می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

ramen shop

فروشگاه رامن

ramen bowl

کاسه رامن

ramen noodles

نودل رامن

ramen broth

آبگوشت رامن

ramen bar

بار رامن

ramen chef

سرآشپز رامن

ramen takeaway

رامن بیرون‌بر

ramen flavor

طعم رامن

ramen dish

غذای رامن

ramen restaurant

رستوران رامن

جملات نمونه

i love eating ramen on cold days.

من عاشق خوردن رامن در روزهای سرد هستم.

ramen is my favorite comfort food.

رامن مورد علاقه من به عنوان غذای راحت است.

she ordered a bowl of spicy ramen.

او یک کاسه رامن تند سفارش داد.

we should try making homemade ramen.

ما باید سعی کنیم رامن خانگی درست کنیم.

ramen shops are popular in this city.

رستوران‌های رامن در این شهر محبوب هستند.

he added extra toppings to his ramen.

او مواد اضافی به رامن خود اضافه کرد.

ramen noodles are chewy and delicious.

نودل‌های رامن جویدنی و خوشمزه هستند.

they serve ramen with a rich broth.

آنها رامن را با آبگوشت غنی سرو می‌کنند.

my friends and i often go out for ramen.

من و دوستانم اغلب برای خوردن رامن بیرون می‌رویم.

ramen can be a quick and easy meal.

رامن می‌تواند یک وعده غذایی سریع و آسان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید