ramshackled

[ایالات متحده]/ˈræmʃækl/
[بریتانیا]/ˈræmʃækl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در وضعیتی از خرابی و بی‌توجهی شدید، تعمیر آن دشوار است.

جملات نمونه

a ramshackle cabin in the woods.

یک کلبه نامرتب در جنگل

a ramshackle old hut

یک کلبه قدیمی و نامرتب

Their first car was a ramshackle affair.

اولین ماشین آن‌ها یک وضعیت نامرتب بود.

a ramshackle antediluvian tenement

یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی

lived in a ramshackle, antediluvian tenement;

در یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی زندگی می‌کردند;

the great four-storey houses were interspaced with the ramshackle cottages of the workmen.

خانه‌های بزرگ چهار طبقه با کلبه‌های نامرتب کارگران در هم تنیده شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید