ranches

[ایالات متحده]/ræntʃɪz/
[بریتانیا]/ræntʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مزارع بزرگ برای پرورش دام و گاهی اوقات کشت محصول

عبارات و ترکیب‌ها

working ranches

مزارع فعال

cattle ranches

مزارع دامداری

horse ranches

مزارع اسب‌داری

ranching operations

عملیات مزرعه‌داری

guest ranches

مزارع مهمان‌نوازی

vacation ranches

مزارع تعطیلات

ranches for sale

مزارع برای فروش

family ranches

مزارع خانوادگی

ranches and farms

مزارع و مزارع

large ranches

مزارع بزرگ

جملات نمونه

many families own ranches in the countryside.

خانواده‌های زیادی در مناطق روستایی صاحب مراتع هستند.

ranches often provide a peaceful escape from city life.

مراتع اغلب یک فرار آرام بخش از زندگی شهری فراهم می‌کنند.

they raise cattle on their ranches.

آنها گاو را در مراتع خود پرورش می‌دهند.

ranches can be a great place for horseback riding.

مراتع می‌توانند مکان خوبی برای سوارکاری اسب باشند.

some ranches offer guided tours for visitors.

برخی از مراتع تورهای راهنما برای بازدیدکنندگان ارائه می‌دهند.

ranches are often associated with the cowboy lifestyle.

مراتع اغلب با سبک زندگی کابوی مرتبط هستند.

he dreams of owning a few ranches one day.

او رویای داشتن چند مزرعه را یک روز دارد.

ranches require a lot of hard work and dedication.

مراتع به مقدار زیادی کار سخت و تعهد نیاز دارند.

many ranches are located near national parks.

بسیاری از مراتع در نزدیکی پارک‌های ملی واقع شده‌اند.

ranches provide a habitat for many wildlife species.

مراتع زیستگاه بسیاری از گونه‌های حیات وحش را فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید