rancho

[ایالات متحده]/'rɑːntʃəʊ/
[بریتانیا]/'ræntʃo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلبه کارگران در یک مزرعه؛ یک مزرعه.

جملات نمونه

They bought a rancho in the countryside.

آنها یک رانچو در حومه شهر خریدند.

The rancho was surrounded by rolling hills.

رانچو توسط تپه‌های ملایم احاطه شده بود.

The family decided to raise cattle on their rancho.

خانواده تصمیم گرفتند در رانچویشان گاو پرورش دهند.

The rancho had a beautiful view of the sunset.

رانچو منظره زیبایی از غروب خورشید داشت.

They hosted a barbecue party at their rancho.

آنها یک مهمانی باربکیو در رانچویشان برگزار کردند.

The rancho had a small pond for fishing.

رانچو یک حوضچه کوچک برای ماهیگیری داشت.

The rancho had a rustic charm with its wooden fences.

رانچو با نرده‌های چوبی‌اش جذابیت روستایی داشت.

The rancho was passed down through generations in the family.

رانچو در طول نسل‌ها در خانواده به ارث رسید.

They planted rows of crops on their rancho.

آنها ردیف‌هایی از محصولات را در رانچویشان کاشتند.

The rancho provided a peaceful retreat from city life.

رانچو یک پناهگاه آرامش‌بخش از زندگی شهری فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید