rancidity

[ایالات متحده]/rænˈsɪdəti/
[بریتانیا]/rænˈsɪdəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت فاسد شدن؛ بوی یا طعم قوی و ناخوشایند ناشی از تجزیه؛ بوی یا طعم ناخوشایند غذاهای فاسد شده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

prevent rancidity

جلوگیری از کهنگی

rancidity test

آزمایش کهنگی

check rancidity

بررسی کهنگی

rancidity level

سطح کهنگی

reduce rancidity

کاهش کهنگی

rancidity formation

تشکیل کهنگی

rancidity prevention

جلوگیری از کهنگی

detect rancidity

تشخیص کهنگی

rancidity indicator

نشانگر کهنگی

rancidity control

کنترل کهنگی

جملات نمونه

rancidity can develop in oils that are stored improperly.

تخریب چربی می‌تواند در روغن‌هایی که به درستی نگهداری نمی‌شوند، ایجاد شود.

the rancidity of the butter was evident by its off smell.

بوی نامطبوع آن نشان دهنده تخریب چربی کره بود.

to avoid rancidity, keep your nuts in a cool, dark place.

برای جلوگیری از تخریب چربی، آجیل خود را در جای خنک و تاریک نگهداری کنید.

rancidity affects the taste and nutritional value of food.

تخریب چربی بر طعم و ارزش غذایی غذا تأثیر می‌گذارد.

check the expiration date to prevent rancidity in your cooking oils.

برای جلوگیری از تخریب چربی در روغن‌های پخت و پز خود، تاریخ انقضا را بررسی کنید.

the rancidity of the old cheese made it inedible.

تخریب چربی پنیر کهنه آن را غیرقابل خورد کرد.

proper storage can significantly reduce the risk of rancidity.

نگهداری مناسب می‌تواند خطر تخریب چربی را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

rancidity is a common issue in expired food products.

تخریب چربی یک مشکل رایج در محصولات غذایی منقضی شده است.

many people are unaware of the signs of rancidity.

بسیاری از مردم از علائم تخریب چربی آگاه نیستند.

rancidity can be prevented by using airtight containers.

می‌توان با استفاده از ظروف دربسته از تخریب چربی جلوگیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید