rankles

[ایالات متحده]/ˈræŋkəlz/
[بریتانیا]/ˈræŋkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد درد یا کینه مداوم

عبارات و ترکیب‌ها

rankles deeply

عمیقاً آزار می‌دهد

rankles him

او را آزار می‌دهد

rankles her

او را آزار می‌دهد

rankles still

هنوز هم آزار می‌دهد

rankles most

بیشتر آزار می‌دهد

rankles everyone

همه را آزار می‌دهد

rankles the public

عموم مردم را آزار می‌دهد

rankles the team

تیم را آزار می‌دهد

rankles with anger

با خشم آزار می‌دهد

rankles in silence

در سکوت آزار می‌دهد

جملات نمونه

the unfair decision rankles the players.

تصمیم ناعادلانه باعث ناراحتی بازیکنان می‌شود.

his constant criticism rankles her.

نقد و نظر مداوم او باعث ناراحتی او می‌شود.

it rankles me that i wasn't invited.

ناراحت می‌شوم که دعوت نشده بودم.

the delay in payment rankles the contractors.

تاخیر در پرداخت باعث ناراحتی پیمانکاران می‌شود.

she tried to hide how much it rankles her.

او سعی کرد پنهان کند که چقدر ناراحت است.

his remarks about her work rankle deeply.

اظهارات او درباره کارش عمیقاً ناراحت‌کننده است.

it rankles that he always takes credit for her ideas.

ناراحت‌کننده است که او همیشه اعتبار ایده‌های او را می‌گیرد.

the way he ignored her rankles her.

نحوه نادیده گرفتن او او را ناراحت می‌کند.

that comment about her outfit really rankles.

آن اظهار نظر در مورد لباسش واقعاً ناراحت‌کننده است.

it rankles when people don’t respect your time.

ناراحت‌کننده است که مردم به وقت شما احترام نمی‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید