rappelling

[ایالات متحده]/rəˈpɛlɪŋ/
[بریتانیا]/rəˈpɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پایین آمدن از یک سطح شیبدار با استفاده از طناب

عبارات و ترکیب‌ها

rappelling gear

تجهیزات صعود از طناب

rappelling down

نزول از طناب

rappelling technique

تکنیک صعود از طناب

rappelling harness

هارنس صعود از طناب

rappelling rope

طناب صعود از طناب

rappelling practice

تمرین صعود از طناب

rappelling safety

ایمنی صعود از طناب

rappelling skills

مهارت های صعود از طناب

rappelling event

رویداد صعود از طناب

rappelling adventure

ماجراجویی صعود از طناب

جملات نمونه

rappelling down the cliff was an exhilarating experience.

فرود از صخره یک تجربه هیجان انگیز بود.

they practiced rappelling techniques before the big climb.

آنها قبل از صعود بزرگ تکنیک های رپلینگ را تمرین کردند.

rappelling requires proper safety equipment and training.

رپلینگ به تجهیزات و آموزش ایمنی مناسب نیاز دارد.

he felt a rush of adrenaline while rappelling.

در حالی که در حال رپلینگ بود، او یک هجوم آدرنالین احساس کرد.

we learned how to rappel safely during our outdoor adventure.

ما یاد گرفتیم که چگونه به طور ایمن در طول ماجراجویی فضای باز خود رپلینگ کنیم.

rappelling is a popular activity among rock climbers.

رپلینگ یک فعالیت محبوب در بین صخره نوردی است.

she enjoyed rappelling in the beautiful mountain scenery.

او از رپلینگ در چشم انداز کوهستانی زیبا لذت برد.

before rappelling, make sure your harness is secure.

قبل از رپلینگ، مطمئن شوید که هارنس شما محکم است.

they filmed a documentary about rappelling in extreme conditions.

آنها یک فیلم مستند در مورد رپلینگ در شرایط سخت فیلمبرداری کردند.

rappelling can be dangerous if not done correctly.

رپلینگ می تواند خطرناک باشد اگر به درستی انجام نشود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید