rarenesses

[ایالات متحده]/ˈreə.nəs/
[بریتانیا]/ˈrer.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت نایاب بودن؛ چیزی که غیرمعمول یا غیرعادی است

عبارات و ترکیب‌ها

rareness value

مقدار کمیاب

rareness factor

ضریب کمیابی

rareness phenomenon

پدیده کمیابی

rareness effect

اثر کمیابی

rareness assessment

ارزیابی کمیابی

rareness index

شاخص کمیابی

rareness occurrence

وقوع کمیابی

rareness attribute

ویژگی کمیابی

rareness criteria

معیارهای کمیابی

rareness level

سطح کمیابی

جملات نمونه

the rareness of the species makes it a target for conservation efforts.

نایاب بودن گونه باعث می‌شود هدف تلاش‌های حفاظتی باشد.

collectors often seek out items for their rareness and historical significance.

کلکسیونرها اغلب به دنبال اقلامی به دلیل کمیابی و اهمیت تاریخی خود می‌گردند.

the rareness of the diamond increased its value significantly.

کمیاب بودن الماس به طور قابل توجهی ارزش آن را افزایش داد.

rareness in nature can lead to unique ecosystems.

کمیابی در طبیعت می‌تواند منجر به ایجاد اکوسیستم‌های منحصر به فرد شود.

many people appreciate the rareness of handcrafted goods.

بسیاری از مردم از کمیابی کالاهای دست ساز قدردانی می‌کنند.

the rareness of the event made it memorable for all attendees.

کمیابی رویداد باعث شد برای همه شرکت کنندگان به یاد ماندنی باشد.

rareness in art can create a sense of exclusivity.

کمیابی در هنر می‌تواند احساس انحصاری بودن ایجاد کند.

researchers study the rareness of certain phenomena in the universe.

محققان کمیابی برخی از پدیده‌ها در جهان را مطالعه می‌کنند.

the rareness of the artifact drew many visitors to the museum.

کمیابی شی باعث جذب بسیاری از بازدیدکنندگان به موزه شد.

rareness can often lead to higher demand in the market.

کمیابی اغلب می‌تواند منجر به افزایش تقاضا در بازار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید