| جمع | ratabilities |
high ratability
احتمال پذیری بالا
low ratability
احتمال پذیری پایین
ratability factor
ضریب قابلیت اطمینان
ratability score
امتیاز قابلیت اطمینان
ratability index
شاخص قابلیت اطمینان
ratability analysis
تجزیه و تحلیل قابلیت اطمینان
ratability assessment
ارزیابی قابلیت اطمینان
ratability criteria
معیارهای قابلیت اطمینان
ratability model
مدل قابلیت اطمینان
ratability metrics
معیارهای قابلیت اطمینان
the ratability of the project was assessed by experts.
احتمال موفقیت پروژه توسط کارشناسان ارزیابی شد.
investors often look for high ratability in potential ventures.
سرمایه گذاران اغلب به دنبال نرخ موفقیت بالا در سرمایه گذاری های بالقوه هستند.
understanding ratability can help in making informed decisions.
درک نرخ موفقیت می تواند به تصمیم گیری آگاهانه کمک کند.
the ratability of the asset was crucial for the loan approval.
نرخ موفقیت دارایی برای تایید وام بسیار مهم بود.
she explained the concept of ratability to the team.
او مفهوم نرخ موفقیت را برای تیم توضیح داد.
ratability is a key factor in financial analysis.
نرخ موفقیت یک عامل کلیدی در تحلیل مالی است.
the ratability index helps compare different investments.
شاخص نرخ موفقیت به مقایسه سرمایه گذاری های مختلف کمک می کند.
they conducted a study on the ratability of various markets.
آنها مطالعه ای در مورد نرخ موفقیت بازارهای مختلف انجام دادند.
the ratability of the new product exceeded expectations.
نرخ موفقیت محصول جدید از انتظارات فراتر رفت.
improving ratability can enhance overall business performance.
بهبود نرخ موفقیت می تواند عملکرد کلی کسب و کار را بهبود بخشد.
high ratability
احتمال پذیری بالا
low ratability
احتمال پذیری پایین
ratability factor
ضریب قابلیت اطمینان
ratability score
امتیاز قابلیت اطمینان
ratability index
شاخص قابلیت اطمینان
ratability analysis
تجزیه و تحلیل قابلیت اطمینان
ratability assessment
ارزیابی قابلیت اطمینان
ratability criteria
معیارهای قابلیت اطمینان
ratability model
مدل قابلیت اطمینان
ratability metrics
معیارهای قابلیت اطمینان
the ratability of the project was assessed by experts.
احتمال موفقیت پروژه توسط کارشناسان ارزیابی شد.
investors often look for high ratability in potential ventures.
سرمایه گذاران اغلب به دنبال نرخ موفقیت بالا در سرمایه گذاری های بالقوه هستند.
understanding ratability can help in making informed decisions.
درک نرخ موفقیت می تواند به تصمیم گیری آگاهانه کمک کند.
the ratability of the asset was crucial for the loan approval.
نرخ موفقیت دارایی برای تایید وام بسیار مهم بود.
she explained the concept of ratability to the team.
او مفهوم نرخ موفقیت را برای تیم توضیح داد.
ratability is a key factor in financial analysis.
نرخ موفقیت یک عامل کلیدی در تحلیل مالی است.
the ratability index helps compare different investments.
شاخص نرخ موفقیت به مقایسه سرمایه گذاری های مختلف کمک می کند.
they conducted a study on the ratability of various markets.
آنها مطالعه ای در مورد نرخ موفقیت بازارهای مختلف انجام دادند.
the ratability of the new product exceeded expectations.
نرخ موفقیت محصول جدید از انتظارات فراتر رفت.
improving ratability can enhance overall business performance.
بهبود نرخ موفقیت می تواند عملکرد کلی کسب و کار را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید