ratel

[ایالات متحده]/ˈreɪtəl/
[بریتانیا]/ˈreɪtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گونه‌ای از پستاندار که به خاطر قدرت و خشونتش شناخته شده است، همچنین به آن عسل‌خرس نیز گفته می‌شود.; نام علمی راتل، معادل Mellivora capensis.
Word Forms
جمعratels

عبارات و ترکیب‌ها

ratel behavior

رفتار شینه‌خل

ratel habitat

زیستگاه شینه‌خل

ratel diet

رژیم غذایی شینه‌خل

ratel size

اندازه شینه‌خل

ratel species

گونه‌های شینه‌خل

ratel characteristics

ویژگی‌های شینه‌خل

ratel fur

پوشش شینه‌خل

ratel conservation

حفظ شینه‌خل

ratel population

جمعیت شینه‌خل

جملات نمونه

the ratel is known for its fierce nature.

رازل به خاطر طبیعت خشمگین خود شناخته شده است.

many people admire the ratel's bravery.

بسیاری از مردم از شجاعت رازل تحسین می کنند.

the ratel can take on animals much larger than itself.

رازل می تواند با حیواناتی بسیار بزرگتر از خود مقابله کند.

in the wild, the ratel is a solitary hunter.

در طبیعت، رازل یک شکارچی گوشه گیر است.

the ratel's thick skin protects it from stings.

پوست ضخیم رازل از نیش ها محافظت می کند.

people often underestimate the ratel's intelligence.

مردم اغلب هوش رازل را دست کم می گیرند.

the ratel has a varied diet that includes honey.

رازل دارای رژیم غذایی متنوعی است که شامل عسل می شود.

watching a ratel in action can be quite entertaining.

تماشای یک رازل در عمل می تواند بسیار سرگرم کننده باشد.

the ratel is also known as the honey badger.

رازل همچنین به عنوان زردوز شناخته می شود.

conservation efforts are important for the ratel's survival.

تلاش های حفاظتی برای بقای رازل مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید