ravishes

[ایالات متحده]/ˈrævɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈrævɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با لذت شدید پر کردن؛ جذب یا افسون کردن؛ با احساسات غرق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ravishes the senses

مغز را به وجد می‌آورد

ravishes the heart

قلب را به وجد می‌آورد

ravishes the mind

ذهن را به وجد می‌آورد

ravishes with beauty

با زیبایی، به وجد می‌آورد

ravishes the soul

روح را به وجد می‌آورد

ravishes the audience

مخاطبان را به وجد می‌آورد

ravishes the spirit

روحیه را به وجد می‌آورد

ravishes the imagination

خلاقیت را به وجد می‌آورد

ravishes the palate

ذوق را به وجد می‌آورد

ravishes the landscape

منظره را به وجد می‌آورد

جملات نمونه

the artist's painting ravishes the viewers with its vibrant colors.

نقاشی هنرمند، بینندگان را با رنگ‌های زنده خود مسحور می‌کند.

the beautiful landscape ravishes anyone who visits.

مناظر زیبای، هرکسی که از آن دیدن می‌کند را مسحور می‌کند.

her voice ravishes the audience during the performance.

صدای او، مخاطبان را در طول اجرا مسحور می‌کند.

the novel ravishes readers with its compelling story.

رمان با داستان جذاب خود، خوانندگان را مسحور می‌کند.

the chef's dish ravishes the guests at the dinner party.

غذاي سرآشپز، مهمانان را در مهمانی شام مسحور می‌کند.

the music ravishes the soul and lifts the spirit.

موسیقی روح را مسحور کرده و روحیه را بالا می‌برد.

the sunset ravishes everyone with its breathtaking beauty.

غروب خورشید، همه را با زیبایی خیره‌کننده خود مسحور می‌کند.

the dancer's performance ravishes the crowd with its grace.

اجرای رقصنده، جمعیت را با ظرافت خود مسحور می‌کند.

the fragrance of the flowers ravishes the senses.

عطر گل‌ها، حواس را مسحور می‌کند.

the film ravishes its audience with stunning visuals.

فیلم با جلوه‌های بصری خیره‌کننده، مخاطبان خود را مسحور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید