repels

[ایالات متحده]/rɪˈpɛlz/
[بریتانیا]/rɪˈpɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دور می‌کند یا به عقب می‌راند؛ باعث نفرت یا انزجار می‌شود؛ رد می‌کند یا دور می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

repels insects

حشرات را دفع می‌کند

repels water

آب را دفع می‌کند

repels dirt

کثیفی را دفع می‌کند

repels negativity

منفی‌گرایی را دفع می‌کند

repels pests

آفات را دفع می‌کند

repels odors

بوها را دفع می‌کند

repels moisture

رطوبت را دفع می‌کند

repels animals

حیوانات را دفع می‌کند

repels thieves

دزدان را دفع می‌کند

repels germs

میکروب‌ها را دفع می‌کند

جملات نمونه

her strong perfume repels some people.

عطر قوی او برخی افراد را دفع می‌کند.

the magnetic field repels certain metals.

میدان مغناطیسی برخی فلزات را دفع می‌کند.

his rude behavior repels potential friends.

رفتار بی‌ادبانه او دوستان بالقوه را دفع می‌کند.

a strong odor often repels insects.

یک بوی تند اغلب حشرات را دفع می‌کند.

the cold weather repels many tourists.

آب و هوای سرد بسیاری از گردشگران را دفع می‌کند.

negative attitudes can repel opportunities.

نگاه منفی می‌تواند فرصت‌ها را دفع کند.

the dog repels strangers with its bark.

سگ با پارس کردن افراد غریبه را دفع می‌کند.

bright colors may repel certain buyers.

رنگ‌های روشن ممکن است برخی از خریداران را دفع کند.

high prices can repel potential customers.

قیمت‌های بالا می‌تواند مشتریان بالقوه را دفع کند.

his attitude repels collaboration.

نگاه او همکاری را دفع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید