rays

[ایالات متحده]/[reɪz]/
[بریتانیا]/[reɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرتوهای خورشید؛ اشعه‌های نور؛ یک پرتو تابش الکترومغناطیسی؛ یک تشعشع (ماهی)
v. بالا بردن؛ بلند کردن؛ بزرگ کردن (کودک); افزایش دادن؛ ارتقا دادن

عبارات و ترکیب‌ها

sun rays

اشعه‌های خورشیدی

x-rays

اشعه ایکس

rays of light

اشعه نور

sun's rays

اشعه‌های خورشید

rays shining

اشعه‌های درخشان

rays fell

اشعه‌ها تابیدند

laser rays

اشعه‌های لیزر

warm rays

اشعه‌های گرم

rays streaming

اشعه‌های جاری

rays filtering

اشعه‌های عبوری

جملات نمونه

the lighthouse sent out powerful rays across the dark sea.

چراغ دریایی اشعه‌های قدرتمندی را در سراسر دریا تاریک ساطع کرد.

sun rays warmed the sand on the beach.

اشعه‌های خورشید شن را در ساحل گرم کردند.

x-rays can reveal fractures in bones.

اشعه ایکس می‌تواند شکستگی‌ها را در استخوان‌ها نشان دهد.

ultraviolet rays can damage your skin.

اشعه ماوراء بنفش می‌تواند به پوست شما آسیب برساند.

the artist used rays of light in the painting.

هنرمند از اشعه‌های نور در نقاشی استفاده کرد.

radar rays bounced off the aircraft.

اشعه رادار از هواپیما بازتاب یافت.

gamma rays are a form of electromagnetic radiation.

اشعه گاما نوعی تابش الکترومغناطیسی است.

laser rays cut through the metal with ease.

اشعه لیزر به راحتی از فلز عبور کرد.

the sun's rays filtered through the leaves.

اشعه‌های خورشید از میان برگ‌ها عبور کردند.

infrared rays are used in thermal imaging.

اشعه مادون قرمز در تصویربرداری حرارتی استفاده می‌شود.

the telescope detected faint rays from a distant star.

تلسکوپ اشعه‌های ضعیفی را از یک ستاره دور تشخیص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید