razzes

[ایالات متحده]/ˈræzɪz/
[بریتانیا]/ˈræzɪz/

ترجمه

v. به تمسخر گرفتن کسی؛ سر به سر گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

razzes friends

مسخره کردن دوستان

razzes teammates

مسخره کردن هم‌تیمی‌ها

razzes opponents

مسخره کردن حریفان

razzes audience

مسخره کردن مخاطبان

razzes family

مسخره کردن خانواده

razzes players

مسخره کردن بازیکنان

razzes coworkers

مسخره کردن همکاران

razzes rivals

مسخره کردن رقبای

razzes peers

مسخره کردن همسالان

razzes critics

مسخره کردن منتقدان

جملات نمونه

he razzes his friends about their favorite sports teams.

او دوستانش را به خاطر تیم‌های ورزشی مورد علاقه‌شان مسخره می‌کند.

she always razzes her brother for being so clumsy.

او همیشه برادرش را به خاطر دست و پا چلفتی بودنش مسخره می‌کند.

they razzed him for his terrible singing voice.

آنها او را به خاطر صدای آواز وحشتناکش مسخره کردند.

my friends often razz me about my obsession with video games.

دوستان من اغلب من را به خاطر وسواس من به بازی‌های ویدیویی مسخره می‌کنند.

at the party, everyone razzed her for her dance moves.

در مهمانی، همه او را به خاطر حرکات رقصش مسخره کردند.

he loves to razz his coworkers during lunch breaks.

او عاشق مسخره کردن همکارانش در زمان استراحت ناهار است.

she playfully razzes her friends about their fashion choices.

او به طور بازیگانه دوستانش را به خاطر انتخاب‌های مدشان مسخره می‌کند.

they razzed the new guy for not knowing the office rules.

آنها مرد جدید را به خاطر ندادن قوانین دفتر مسخره کردند.

he razzes me for being a bookworm.

او من را به خاطر اینکه من یک کتابخوان هستم مسخره می‌کند.

she razzes her partner about his cooking skills.

او شریکش را به خاطر مهارت‌های آشپزی‌اش مسخره می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید