reactances

[ایالات متحده]/rɪˈæktəns/
[بریتانیا]/rɪˈæktəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معیاری از مقاومتی که یک مدار در برابر جریان هنگام اعمال ولتاژ ارائه می‌دهد، معمولاً در مدارهای AC

عبارات و ترکیب‌ها

inductive reactance

راکتانس القایی

capacitive reactance

راکتانس خازنی

total reactance

راکتانس کل

reactance model

مدل راکتانس

negative reactance

راکتانس منفی

reactance measurement

اندازه گیری راکتانس

reactance circuit

مدار راکتانس

complex reactance

راکتانس مختلط

reactance frequency

فرکانس راکتانس

high reactance

راکتانس بالا

جملات نمونه

the reactance of the circuit increases with frequency.

واکنش مدار با افزایش فرکانس افزایش می‌یابد.

inductive reactance can cause phase shifts in ac circuits.

واکنش القایی می‌تواند باعث ایجاد تغییرات فاز در مدارهای AC شود.

understanding reactance is crucial for electrical engineering.

درک واکنش برای مهندسی برق بسیار مهم است.

capacitive reactance decreases as frequency increases.

واکنش خازشی با افزایش فرکانس کاهش می‌یابد.

measuring reactance helps in analyzing circuit behavior.

اندازه‌گیری واکنش به تجزیه و تحلیل رفتار مدار کمک می‌کند.

high reactance can lead to inefficient power transmission.

واکنش بالا می‌تواند منجر به انتقال توان ناکارآمد شود.

reactance plays a significant role in resonance circuits.

واکنش نقش مهمی در مدارهای تشدید ایفا می‌کند.

the total impedance is affected by both resistance and reactance.

امپدانس کل تحت تأثیر هم مقاومت و هم واکنش است.

engineers must calculate reactance to design efficient systems.

مهندسان باید واکنش را برای طراحی سیستم‌های کارآمد محاسبه کنند.

reducing reactance can improve the performance of electrical devices.

کاهش واکنش می‌تواند عملکرد دستگاه‌های الکتریکی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید