readiness

[ایالات متحده]/'redɪnəs/
[بریتانیا]/'rɛdɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آمادگی، تمایل، اشتیاق

عبارات و ترکیب‌ها

state of readiness

آمادگی

physical readiness

آمادگی جسمانی

readiness to learn

آمادگی برای یادگیری

combat readiness

آمادگی رزمی

in readiness

در حال آماده‌سازی

operational readiness

آمادگی عملیاتی

notice of readiness

گواهی آمادگی

جملات نمونه

He held his gun in readiness.

او سلاح خود را آماده نگه داشت.

Everyone was struck by their readiness to pass on all they knew.

همه تحت تأثیر آمادگی آنها برای انتقال همه چیزهایی که می دانستند، قرار گرفتند.

your muscles tense in readiness for action.

عضلات شما در آمادگی برای اقدام منقبض می‌شوند.

Spain had indicated a readiness to accept his terms.

اسپانیا اعلام کرده بود که آماده پذیرش شرایط او است.

quickness of hearing and readiness of speech were essential.

سرعت در شنیدن و آمادگی در سخن گفتن ضروری بود.

He answered all the questions with a readiness that startled everyone present.

او به گونه ای پاسخ داد که همه حاضران را شگفت زده کرد.

•reading readiness. •english language •phonemics.

•آمادگی خواندن. •زبان انگلیسی •آواشناسی.

Hungary has indicated its readiness to sign the treaty.

مجارستان اعلام کرده بود که آماده امضای پیمان است.

Possibly the point here is not the sheer quantity but the inner attitude of the Pilgrim: the starets wishes to test his obedience and readiness to fulfil an appointed task without deviation.

احتمالاً نکته اصلی در اینجا نه صرفاً مقدار بلکه نگرش درونی زیارتگر است: استارتس می خواهد اطمینان حاصل کند که او مطیع و آماده است تا بدون انحراف وظیفه تعیین شده را انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید