reads

[ایالات متحده]/riːdz/
[بریتانیا]/riːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به نگاه کردن و درک معنی مطالب نوشته شده یا چاپ شده؛ نشان دادن یا اشاره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he reads

او می‌خواند

she reads

او می‌خواند

it reads

آن می‌خواند

reads books

کتاب می‌خواند

reads aloud

بلند می‌خواند

reads well

خوب می‌خواند

reads quickly

سریع می‌خواند

reads carefully

با دقت می‌خواند

reads often

اغراق می‌خواند

reads daily

روزانه می‌خواند

جملات نمونه

the teacher reads a story to the class.

معلم داستانی را برای کلاس می‌خواند.

she reads every night before going to bed.

او هر شب قبل از خوابیدن می‌خواند.

he reads the newspaper during breakfast.

او روزنامه را در هنگام صبحانه می‌خواند.

the child reads aloud to practice pronunciation.

کودک با صدای بلند می‌خواند تا تلفظ خود را تمرین کند.

she reads a variety of genres, including fiction and non-fiction.

او انواع مختلف ژانرها را می‌خواند، از جمله داستان و غیرداستانی.

he reads books to expand his knowledge.

او کتاب می‌خواند تا دانش خود را گسترش دهد.

the librarian reads the new arrivals to recommend to patrons.

کتابدار کتاب‌های جدید را می‌خواند تا به خوانندگان پیشنهاد دهد.

she reads reviews before choosing a movie to watch.

او قبل از انتخاب فیلم برای تماشا، نظرات را می‌خواند.

he reads the instructions carefully before starting the project.

او قبل از شروع پروژه، دستورالعمل‌ها را با دقت می‌خواند.

my friend reads poetry to relax after a long day.

دوست من شعر می‌خواند تا بعد از یک روز طولانی آرامش بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید