he reads
او میخواند
she reads
او میخواند
it reads
آن میخواند
reads books
کتاب میخواند
reads aloud
بلند میخواند
reads well
خوب میخواند
reads quickly
سریع میخواند
reads carefully
با دقت میخواند
reads often
اغراق میخواند
reads daily
روزانه میخواند
the teacher reads a story to the class.
معلم داستانی را برای کلاس میخواند.
she reads every night before going to bed.
او هر شب قبل از خوابیدن میخواند.
he reads the newspaper during breakfast.
او روزنامه را در هنگام صبحانه میخواند.
the child reads aloud to practice pronunciation.
کودک با صدای بلند میخواند تا تلفظ خود را تمرین کند.
she reads a variety of genres, including fiction and non-fiction.
او انواع مختلف ژانرها را میخواند، از جمله داستان و غیرداستانی.
he reads books to expand his knowledge.
او کتاب میخواند تا دانش خود را گسترش دهد.
the librarian reads the new arrivals to recommend to patrons.
کتابدار کتابهای جدید را میخواند تا به خوانندگان پیشنهاد دهد.
she reads reviews before choosing a movie to watch.
او قبل از انتخاب فیلم برای تماشا، نظرات را میخواند.
he reads the instructions carefully before starting the project.
او قبل از شروع پروژه، دستورالعملها را با دقت میخواند.
my friend reads poetry to relax after a long day.
دوست من شعر میخواند تا بعد از یک روز طولانی آرامش بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید