reafforest

[ایالات متحده]/ˌriːəˈfɒrɪst/
[بریتانیا]/ˌriːəˈfɔːrɪst/

ترجمه

vt. درختان را در منطقه‌ای که جنگل‌زدایی شده است بکارید

عبارات و ترکیب‌ها

reafforest land

کاشت مجدد زمین

reafforest areas

کاشت مجدد مناطق

reafforest trees

کاشت مجدد درختان

reafforest regions

کاشت مجدد مناطق

reafforest projects

پروژه‌های کاشت مجدد

reafforest efforts

تلاش‌های کاشت مجدد

reafforest initiatives

ابتکارات کاشت مجدد

reafforest practices

روش‌های کاشت مجدد

reafforest ecosystems

زیست‌بوم‌های تحت کاشت مجدد

reafforest programs

برنامه‌های کاشت مجدد

جملات نمونه

we need to reafforest the area to combat climate change.

ما نیاز داریم تا منطقه را دوباره جنگلی کنیم تا با تغییرات آب و هوایی مقابله کنیم.

the government plans to reafforest the deforested regions.

دولت قصد دارد مناطق از بین رفته را دوباره جنگلی کند.

many organizations are working to reafforest local parks.

سازمان‌های زیادی برای جنگل‌کاری مجدد پارک‌های محلی تلاش می‌کنند.

reafforesting helps restore biodiversity in the ecosystem.

جنگل‌کاری مجدد به احیای تنوع زیستی در اکوسیستم کمک می‌کند.

they launched a campaign to reafforest the mountains.

آنها کمپینی را برای جنگل‌کاری مجدد کوه‌ها راه اندازی کردند.

reafforesting can improve air quality in urban areas.

جنگل‌کاری مجدد می‌تواند کیفیت هوای مناطق شهری را بهبود بخشد.

volunteers gather every weekend to reafforest the region.

داوطلبان هر آخر هفته برای جنگل‌کاری مجدد منطقه گرد هم می‌آیند.

we must reafforest to ensure a sustainable future.

ما باید دوباره جنگل‌کاری کنیم تا آینده‌ای پایدار را تضمین کنیم.

reafforesting is essential for combating soil erosion.

جنگل‌کاری مجدد برای مقابله با فرسایش خاک ضروری است.

the project aims to reafforest areas affected by wildfires.

این پروژه با هدف جنگل‌کاری مجدد مناطق آسیب‌دیده از آتش‌سوزی‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید