realtors

[ایالات متحده]/ˈriːəl.tər/
[بریتانیا]/ˈriːl.tɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به عنوان نماینده برای فروش و خرید املاک عمل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

real estate realtor

مشاور املاک

licensed realtor

مشاور املاک دارای مجوز

local realtor

مشاور املاک محلی

experienced realtor

مشاور املاک با تجربه

professional realtor

مشاور املاک حرفه‌ای

trusted realtor

مشاور املاک مورد اعتماد

commercial realtor

مشاور املاک تجاری

residential realtor

مشاور املاک مسکونی

top realtor

برترین مشاور املاک

realtor services

خدمات مشاور املاک

جملات نمونه

the realtor helped us find our dream home.

مشاور املاک به ما کمک کرد تا خانه رویایی خود را پیدا کنیم.

we contacted a realtor to list our property.

ما با یک مشاور املاک تماس گرفتیم تا ملک خود را در لیست قرار دهیم.

our realtor provided valuable advice on pricing.

مشاور املاک ما مشاوره ارزشمندی در مورد قیمت‌گذاری ارائه داد.

it's important to choose a reliable realtor.

انتخاب یک مشاور املاک قابل اعتماد مهم است.

the realtor arranged several viewings for us.

مشاور املاک چندین بازدید برای ما ترتیب داد.

she is a licensed realtor with years of experience.

او یک مشاور املاک دارای مجوز با سال‌ها تجربه است.

we trust our realtor to negotiate the best deal.

ما به مشاور املاک خود اعتماد داریم تا بهترین معامله را انجام دهد.

the realtor explained the buying process in detail.

مشاور املاک فرآیند خرید را به طور مفصل توضیح داد.

finding a good realtor can make the process easier.

پیدا کردن یک مشاور املاک خوب می‌تواند روند را آسان‌تر کند.

the realtor provided us with market analysis reports.

مشاور املاک گزارش‌های تحلیل بازار را در اختیار ما قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید