reappraises values
ارزیابی مجدد ارزشها
reappraises decisions
ارزیابی مجدد تصمیمات
reappraises priorities
ارزیابی مجدد اولویتها
reappraises strategies
ارزیابی مجدد استراتژیها
reappraises goals
ارزیابی مجدد اهداف
reappraises risks
ارزیابی مجدد ریسکها
reappraises policies
ارزیابی مجدد سیاستها
reappraises performance
ارزیابی مجدد عملکرد
reappraises assumptions
ارزیابی مجدد فرضیات
reappraises outcomes
ارزیابی مجدد نتایج
the company reappraises its strategies every quarter.
شرکت هر سه ماهه استراتژیهای خود را ارزیابی مجدد میکند.
she reappraises her goals at the start of each year.
او اهداف خود را در ابتدای هر سال ارزیابی مجدد میکند.
he reappraises his investments regularly to maximize returns.
او به طور منظم سرمایهگذاریهای خود را برای افزایش بازدهی ارزیابی مجدد میکند.
the teacher reappraises the curriculum to meet student needs.
معلم برنامه درسی را برای پاسخگویی به نیازهای دانشآموزان ارزیابی مجدد میکند.
after the feedback, she reappraises her presentation style.
پس از دریافت بازخورد، او سبک ارائه خود را ارزیابی مجدد میکند.
the team reappraises their performance after each project.
تیم عملکرد خود را پس از هر پروژه ارزیابی مجدد میکند.
he often reappraises his friendships to ensure they are healthy.
او اغلب دوستیهای خود را برای اطمینان از سالم بودن آنها ارزیابی مجدد میکند.
the organization reappraises its impact on the community annually.
سازمان به طور سالانه تأثیر خود بر جامعه را ارزیابی مجدد میکند.
she reappraises her priorities when life changes occur.
او در هنگام تغییرات زندگی، اولویتهای خود را ارزیابی مجدد میکند.
the analyst reappraises market trends to provide accurate forecasts.
تحلیلگر روند بازار را برای ارائه پیشبینیهای دقیق ارزیابی مجدد میکند.
reappraises values
ارزیابی مجدد ارزشها
reappraises decisions
ارزیابی مجدد تصمیمات
reappraises priorities
ارزیابی مجدد اولویتها
reappraises strategies
ارزیابی مجدد استراتژیها
reappraises goals
ارزیابی مجدد اهداف
reappraises risks
ارزیابی مجدد ریسکها
reappraises policies
ارزیابی مجدد سیاستها
reappraises performance
ارزیابی مجدد عملکرد
reappraises assumptions
ارزیابی مجدد فرضیات
reappraises outcomes
ارزیابی مجدد نتایج
the company reappraises its strategies every quarter.
شرکت هر سه ماهه استراتژیهای خود را ارزیابی مجدد میکند.
she reappraises her goals at the start of each year.
او اهداف خود را در ابتدای هر سال ارزیابی مجدد میکند.
he reappraises his investments regularly to maximize returns.
او به طور منظم سرمایهگذاریهای خود را برای افزایش بازدهی ارزیابی مجدد میکند.
the teacher reappraises the curriculum to meet student needs.
معلم برنامه درسی را برای پاسخگویی به نیازهای دانشآموزان ارزیابی مجدد میکند.
after the feedback, she reappraises her presentation style.
پس از دریافت بازخورد، او سبک ارائه خود را ارزیابی مجدد میکند.
the team reappraises their performance after each project.
تیم عملکرد خود را پس از هر پروژه ارزیابی مجدد میکند.
he often reappraises his friendships to ensure they are healthy.
او اغلب دوستیهای خود را برای اطمینان از سالم بودن آنها ارزیابی مجدد میکند.
the organization reappraises its impact on the community annually.
سازمان به طور سالانه تأثیر خود بر جامعه را ارزیابی مجدد میکند.
she reappraises her priorities when life changes occur.
او در هنگام تغییرات زندگی، اولویتهای خود را ارزیابی مجدد میکند.
the analyst reappraises market trends to provide accurate forecasts.
تحلیلگر روند بازار را برای ارائه پیشبینیهای دقیق ارزیابی مجدد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید