reappraising

[ایالات متحده]/ˌriːəˈpreɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːəˈpreɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری reappraise

عبارات و ترکیب‌ها

reappraising values

ارزیابی مجدد ارزش‌ها

reappraising priorities

ارزیابی مجدد اولویت‌ها

reappraising risks

ارزیابی مجدد ریسک‌ها

reappraising strategies

ارزیابی مجدد استراتژی‌ها

reappraising goals

ارزیابی مجدد اهداف

reappraising decisions

ارزیابی مجدد تصمیمات

reappraising performance

ارزیابی مجدد عملکرد

reappraising outcomes

ارزیابی مجدد نتایج

reappraising methods

ارزیابی مجدد روش‌ها

reappraising assumptions

ارزیابی مجدد فرضیات

جملات نمونه

reappraising my skills has helped me grow professionally.

ارزیابی مجدد مهارت‌هایم به من کمک کرده تا به طور حرفه‌ای رشد کنم.

she is reappraising her priorities after the recent events.

او پس از وقایع اخیر در حال ارزیابی مجدد اولویت‌های خود است.

the company is reappraising its market strategy.

شرکت در حال ارزیابی مجدد استراتژی بازار خود است.

reappraising past decisions can lead to better outcomes.

ارزیابی مجدد تصمیمات گذشته می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

he started reappraising his relationships with friends.

او شروع به ارزیابی مجدد روابط خود با دوستان کرد.

reappraising your goals can provide new motivation.

ارزیابی مجدد اهداف شما می‌تواند انگیزه جدیدی به شما بدهد.

they are reappraising the effectiveness of their current policies.

آنها در حال ارزیابی مجدد اثربخشی سیاست‌های فعلی خود هستند.

reappraising the evidence led to a different conclusion.

ارزیابی مجدد شواهد منجر به نتیجه‌گیری متفاوتی شد.

she found herself reappraising her career choices.

او متوجه شد که در حال ارزیابی مجدد انتخاب‌های شغلی خود است.

reappraising the situation is essential for making informed decisions.

ارزیابی مجدد وضعیت برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید