rearmaments

[ایالات متحده]/'ri,ɑrməmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازسازی قدرت نظامی، بهبود تجهیزات

عبارات و ترکیب‌ها

nuclear rearmament

بازدارندگی هسته‌ای

جملات نمونه

America tacitly approved Germany's rearmament in 1935.It carried out the policy because of its resentment against Versailles Treaty and the development of European disarmament after the Great War.

آمریکا به طور ضمنی از بازسازی آلمان در سال 1935 حمایت کرد. این سیاست را به دلیل نارضایتی خود از معاهده ورسای و توسعه خلع سلاح اروپا پس از جنگ جهانی اول دنبال کرد.

rearmament of the army

بازسازی ارتش

نمونه‌های واقعی

And we have discussed ways of how to work together to prevent Hamas rearmament.

ما روش‌هایی را برای همکاری با یکدیگر جهت جلوگیری از بازسازی حماس مورد بحث قرار داده‌ایم.

منبع: NPR News May 2021 Compilation

Slowly, Congress came around to Roosevelt's views and voted for a peace-time draft and massive rearmament programs.

به تدریج، کنگره با دیدگاه‌های روزولت موافقت کرد و برای خدمت وظیفه در زمان صلح و برنامه‌های بازسازی گسترده رای داد.

منبع: The rise and fall of superpowers.

Under his leadership, the Nazi regime rebuilt the  economy and began a massive rearmament program.

تحت رهبری او، رژیم نازی اقتصاد را بازسازی کرد و یک برنامه بازسازی گسترده را آغاز کرد.

منبع: Charming history

With it now seemingly inevitable that war was to follow before long, Britain and France belatedly accelerated their rearmament programmes.

با توجه به اینکه جنگ به زودی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید، بریتانیای کبیر و فرانسه به طور دیررس برنامه‌های بازسازی خود را تسریع کردند.

منبع: Character Profile

Chamberlain continued a policy of slow rearmament, while also allowing Germany to re-emerge as the major power in Central Europe.

چمبرلین به سیاست بازسازی تدریجی ادامه داد، در حالی که به آلمان اجازه می‌داد تا به عنوان قدرت اصلی در اروپای مرکزی دوباره ظهور کند.

منبع: Character Profile

The most prominent champion of rearmament was Winston Churchill, who had been absent from the Conservative frontbench since 1931 after falling out with Baldwin over India policy.

معروف‌ترین حامی بازسازی وینستون چرچیل بود که پس از اختلاف با بالدوین بر سر سیاست هند، از سال 1931 از نیمکت‌های محافظه‌کاران غایب بود.

منبع: Character Profile

At the same time, he authorised the rearmament programme which built the aircraft that would win the Battle of Britain during the final months of his life.

همزمان، او برنامه‌های بازسازی را تأیید کرد که هواپیماهایی را ساخت که در ماه‌های پایانی زندگی‌اش نبرد بریتانیای کبیر را به دست آورد.

منبع: Character Profile

Although Britain was rearming rapidly, the rearmament programme would not be complete until 1941, and in the meantime, Chamberlain continued in his efforts to preserve peace through diplomacy.

اگرچه بریتانیای کبیر به سرعت در حال بازسازی بود، برنامه بازسازی تا سال 1941 تکمیل نخواهد شد و در این مدت، چمبرلین به تلاش خود برای حفظ صلح از طریق دیپلماسی ادامه داد.

منبع: Character Profile

By now Britain and France had begun to accelerate the speed of their rearmament in preparation for the inevitable conflict, but they were far behind where they needed to be.

تا کنون، بریتانیای کبیر و فرانسه سرعت بازسازی خود را در آماده‌سازی برای درگیری اجتناب‌ناپذیر تسریع کرده بودند، اما از جایی که به آن نیاز داشتند، بسیار عقب بودند.

منبع: Character Profile

The French were not prepared to fight an offensive war, bombing Germany would merely invite retaliatory attacks which would undermine British rearmament, and intervention of any sort would antagonise the Soviet Union.

فرانسوی‌ها برای جنگ تهاجمی آماده نبودند، بمباران آلمان صرفاً به حملات تلافی‌جویانه دعوت می‌کرد که بازسازی بریتانیای کبیر را تضعیف می‌کرد و مداخله هرگونه، شوروی را تحریک می‌کرد.

منبع: Character Profile

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید