militarization

[ایالات متحده]/ˌmilitərai'zeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند نظامی‌تر کردن چیزی، ترویج نظام‌گرایی.

جملات نمونه

The militarization of the region has caused tension among neighboring countries.

نظامی‌سازی منطقه باعث ایجاد تنش بین کشورهای همسایه شده است.

The government announced plans for the militarization of the border.

دولت طرح‌هایی را برای نظامی‌سازی مرزها اعلام کرد.

The militarization of the police force has raised concerns about civil liberties.

نظامی‌سازی نیروهای پلیس نگرانی‌هایی را در مورد آزادی‌های مدنی ایجاد کرده است.

Some argue that the militarization of space is inevitable in the future.

برخی استدلال می‌کنند که نظامی‌سازی فضا در آینده اجتناب‌ناپذیر است.

The militarization of technology has raised ethical questions about its use in warfare.

نظامی‌سازی فناوری سوالات اخلاقی را در مورد استفاده از آن در جنگ ایجاد کرده است.

The militarization of the economy can have both positive and negative impacts on a country.

نظامی‌سازی اقتصاد می‌تواند تأثیرات مثبت و منفی بر یک کشور داشته باشد.

The militarization of the conflict has escalated tensions in the region.

نظامی‌سازی درگیری‌ها باعث تشدید تنش‌ها در منطقه شده است.

There are concerns about the militarization of artificial intelligence in warfare.

نگرانی‌هایی در مورد نظامی‌سازی هوش مصنوعی در جنگ وجود دارد.

The militarization of the police has been a topic of debate in recent years.

نظامی‌سازی پلیس در سال‌های اخیر موضوع بحث‌هایی بوده است.

The militarization of the border has led to an increase in security measures.

نظامی‌سازی مرزها منجر به افزایش اقدامات امنیتی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید