rearming process
فرآیند بازسازی
rearming strategy
استراتژی بازسازی
rearming efforts
تلاشهای بازسازی
rearming policy
سیاست بازسازی
rearming initiative
ابتکار عمل بازسازی
rearming phase
فاز بازسازی
rearming measures
اقدامات بازسازی
rearming capability
توانایی بازسازی
rearming program
برنامه بازسازی
rearming decision
تصمیم بازسازی
the country announced its plans for rearming after the conflict.
کشور اعلام کرد که پس از درگیری، برنامه هایی برای تقویت مجدد نیروهای مسلح خود دارد.
rearming the military is essential for national security.
تقویت مجدد ارتش برای امنیت ملی ضروری است.
many nations are considering rearming in response to regional threats.
بسیاری از کشورها در پاسخ به تهدیدهای منطقه ای در حال بررسی تقویت مجدد نیروهای مسلح خود هستند.
the debate over rearming has sparked public protests.
بحث در مورد تقویت مجدد باعث اعتراضات عمومی شده است.
rearming efforts must be balanced with diplomatic negotiations.
تلاش های مربوط به تقویت مجدد باید با مذاکرات دیپلماتیک متعادل شود.
experts warn that rearming could lead to an arms race.
متخصصان هشدار می دهند که تقویت مجدد می تواند منجر به یک مسابقه تسلیحاتی شود.
after the treaty expired, rearming became a priority for the nation.
پس از منقضی شدن پیمان، تقویت مجدد به اولویت اصلی کشور تبدیل شد.
rearming initiatives are often controversial among political leaders.
ابتکارات مربوط به تقویت مجدد اغلب در بین رهبران سیاسی بحث برانگیز است.
the government allocated funds for rearming the air force.
دولت بودجه ای را برای تقویت مجدد نیروی هوایی اختصاص داد.
rearming is seen as a necessary step to deter aggression.
تقویت مجدد به عنوان یک گام ضروری برای جلوگیری از تهاجم تلقی می شود.
rearming process
فرآیند بازسازی
rearming strategy
استراتژی بازسازی
rearming efforts
تلاشهای بازسازی
rearming policy
سیاست بازسازی
rearming initiative
ابتکار عمل بازسازی
rearming phase
فاز بازسازی
rearming measures
اقدامات بازسازی
rearming capability
توانایی بازسازی
rearming program
برنامه بازسازی
rearming decision
تصمیم بازسازی
the country announced its plans for rearming after the conflict.
کشور اعلام کرد که پس از درگیری، برنامه هایی برای تقویت مجدد نیروهای مسلح خود دارد.
rearming the military is essential for national security.
تقویت مجدد ارتش برای امنیت ملی ضروری است.
many nations are considering rearming in response to regional threats.
بسیاری از کشورها در پاسخ به تهدیدهای منطقه ای در حال بررسی تقویت مجدد نیروهای مسلح خود هستند.
the debate over rearming has sparked public protests.
بحث در مورد تقویت مجدد باعث اعتراضات عمومی شده است.
rearming efforts must be balanced with diplomatic negotiations.
تلاش های مربوط به تقویت مجدد باید با مذاکرات دیپلماتیک متعادل شود.
experts warn that rearming could lead to an arms race.
متخصصان هشدار می دهند که تقویت مجدد می تواند منجر به یک مسابقه تسلیحاتی شود.
after the treaty expired, rearming became a priority for the nation.
پس از منقضی شدن پیمان، تقویت مجدد به اولویت اصلی کشور تبدیل شد.
rearming initiatives are often controversial among political leaders.
ابتکارات مربوط به تقویت مجدد اغلب در بین رهبران سیاسی بحث برانگیز است.
the government allocated funds for rearming the air force.
دولت بودجه ای را برای تقویت مجدد نیروی هوایی اختصاص داد.
rearming is seen as a necessary step to deter aggression.
تقویت مجدد به عنوان یک گام ضروری برای جلوگیری از تهاجم تلقی می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید