| جمع | reatas |
reata blade
تیغه راتا
reata rope
طناب راتا
reata tool
ابزار راتا
reata design
طراحی راتا
reata system
سیستم راتا
reata model
مدل راتا
reata project
پروژه راتا
reata service
خدمات راتا
reata solution
راه حل راتا
reata application
اپلیکیشن راتا
she decided to create a reata for her horse.
او تصمیم گرفت برای اسبش یک رِتای (حلقه) بسازد.
the cowboy skillfully threw the reata to catch the calf.
کاوگ boy با مهارت یک رِتا (حلقه) پرتاب کرد تا گوساله را بگیرد.
he learned how to weave a reata from his grandfather.
او یاد گرفت چگونه یک رِتا (حلقه) را از پدربزرگش ببافد.
they used the reata to secure the cattle during the storm.
آنها از رِتا (حلقه) برای بستن گاوها در طول طوفان استفاده کردند.
the reata is an essential tool for ranchers.
رِتا (حلقه) یک ابزار ضروری برای ranchers است.
she practiced her roping skills with a reata every day.
او هر روز مهارت های خود را در پرتاب رِتا (حلقه) تمرین می کرد.
he admired the intricate designs on the reata.
او به طرح های پیچیده روی رِتا (حلقه) علاقه مند بود.
the reata slipped from his hands as he tried to lasso the steer.
رِتا (حلقه) از دست او سر خورد وقتی سعی کرد گاو نر را lasso کند.
her father taught her how to throw a reata effectively.
پدرش به او یاد داد چگونه به طور موثر یک رِتا (حلقه) پرتاب کند.
using a reata requires practice and precision.
استفاده از یک رِتا (حلقه) نیاز به تمرین و دقت دارد.
reata blade
تیغه راتا
reata rope
طناب راتا
reata tool
ابزار راتا
reata design
طراحی راتا
reata system
سیستم راتا
reata model
مدل راتا
reata project
پروژه راتا
reata service
خدمات راتا
reata solution
راه حل راتا
reata application
اپلیکیشن راتا
she decided to create a reata for her horse.
او تصمیم گرفت برای اسبش یک رِتای (حلقه) بسازد.
the cowboy skillfully threw the reata to catch the calf.
کاوگ boy با مهارت یک رِتا (حلقه) پرتاب کرد تا گوساله را بگیرد.
he learned how to weave a reata from his grandfather.
او یاد گرفت چگونه یک رِتا (حلقه) را از پدربزرگش ببافد.
they used the reata to secure the cattle during the storm.
آنها از رِتا (حلقه) برای بستن گاوها در طول طوفان استفاده کردند.
the reata is an essential tool for ranchers.
رِتا (حلقه) یک ابزار ضروری برای ranchers است.
she practiced her roping skills with a reata every day.
او هر روز مهارت های خود را در پرتاب رِتا (حلقه) تمرین می کرد.
he admired the intricate designs on the reata.
او به طرح های پیچیده روی رِتا (حلقه) علاقه مند بود.
the reata slipped from his hands as he tried to lasso the steer.
رِتا (حلقه) از دست او سر خورد وقتی سعی کرد گاو نر را lasso کند.
her father taught her how to throw a reata effectively.
پدرش به او یاد داد چگونه به طور موثر یک رِتا (حلقه) پرتاب کند.
using a reata requires practice and precision.
استفاده از یک رِتا (حلقه) نیاز به تمرین و دقت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید