reattributions

[ایالات متحده]/ˌriːəˈtrɪbjuːʃənz/
[بریتانیا]/ˌriːəˈtrɪbjuːʃənz/

ترجمه

n. شکل جمع بازتخصیص؛ اعمال نسبت دادن مجدد یا متفاوت؛ فرآیند نسبت دادن یک علت یا توضیح متفاوت به چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

causal reattributions

تخصیصات علّی

negative reattributions

تخصیصات منفی

adaptive reattributions

تخصیصات تطبیقی

self-serving reattributions

تخصیصات خودمحور

making reattributions

ایجاد تخصیصات

failure reattributions

تخصیصات شکست

success reattributions

تخصیصات موفقیت

catastrophic reattributions

تخصیصات فاجعه‌بار

attributional reattributions

تخصیصات انتساب

spontaneous reattributions

تخصیصات خودبخود

جملات نمونه

therapists teach patients to make cognitive reattributions that challenge their negative self-perceptions.

درمانگران به بیماران آموزش می‌دهند تا بازسازی شناختی انجام دهند که خود ادراک‌های منفی خود را به چالش بکشد.

the study examined how reattributions of failure can transform a growth mindset.

این مطالعه بررسی کرد که چگونه بازسازی شکست می‌تواند یک طرز فکر رشد را متحول کند.

cognitive behavioral therapy often involves systematic reattributions of maladaptive thoughts.

درمان شناختی رفتاری اغلب شامل بازسازی‌های سیستماتیک افکار ناسازگار است.

researchers documented the reattributions process in children with anxiety disorders.

محققان فرآیند بازسازی را در کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی مستند کردند.

successful reattributions require awareness of one's automatic thought patterns.

بازسازی‌های موفقیت‌آمیز نیاز به آگاهی از الگوهای فکری خودکار دارد.

the coach encouraged reattributions that focused on effort rather than innate ability.

مربی تشویق به بازسازی‌هایی کرد که بر تلاش و نه توانایی ذاتی تمرکز داشتند.

psychologists emphasize the importance of reattributions in treating depression.

روانشناسان بر اهمیت بازسازی در درمان افسردگی تاکید می‌کنند.

the intervention program teaches reattributions strategies to reduce test anxiety.

برنامه مداخله‌ای استراتژی‌های بازسازی را برای کاهش اضطراب امتحان آموزش می‌دهد.

positive reattributions helped the athlete recover from a devastating loss.

بازسازی‌های مثبت به ورزشکار کمک کرد تا از یک شکست ویرانگر بهبود یابد.

therapeutic reattributions can effectively modify problematic behavioral patterns.

بازسازی‌های درمانی می‌توانند به طور مؤثر الگوهای رفتاری مشکل‌ساز را تغییر دهند.

the teacher's reattributions of student behavior promoted a more supportive classroom environment.

بازسازی‌های معلم از رفتار دانش‌آموزان، یک محیط کلاس درس حمایتی‌تر را ترویج کرد.

clinical studies validate the effectiveness of reattributions in treating panic disorder.

مطالعات بالینی اثربخشی بازسازی را در درمان اختلال پانیک تأیید می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید