redistributions

[ایالات متحده]/[rɪˌdɪstrɪˈbjuːʃənz]/
[بریتانیا]/[rɪˌdɪstrɪˈbjuːʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل توزیع مجدد چیزی؛ فرآیند تخصیص مجدد منابع یا بودجه؛ توزیع مجدد ثروت؛ توزیع مجدد مناطق انتخاباتی.

عبارات و ترکیب‌ها

redistributions of wealth

توزیع مجدد ثروت

income redistributions

توزیع مجدد درآمد

tax redistributions

توزیع مجدد مالیات

redistribution policy

سیاست توزیع مجدد

redistribution effect

اثر توزیع مجدد

redistribution scheme

طرح توزیع مجدد

past redistributions

توزیع‌های مجدد گذشته

future redistributions

توزیع‌های مجدد آینده

redistribution process

فرآیند توزیع مجدد

جملات نمونه

the government announced significant wealth redistributions to support lower-income families.

دولت از توزیع مجدد قابل توجه ثروت برای حمایت از خانواده‌های کم‌درآمد خبر داد.

fair redistributions of resources are crucial for achieving social equity.

توزیع عادلانه منابع برای دستیابی به عدالت اجتماعی بسیار مهم است.

the company's profits saw substantial redistributions following the restructuring.

پس از بازسازی، سود شرکت شاهد توزیع مجدد قابل توجهی بود.

tax policy plays a key role in redistributions of income within a society.

سیاست‌های مالی نقش مهمی در توزیع مجدد درآمد در یک جامعه ایفا می‌کنند.

the proposed redistributions of funds sparked considerable debate among policymakers.

توزیع‌های پیشنهادی بودجه باعث بحث‌های قابل توجهی در بین سیاست‌گذاران شد.

understanding the patterns of wealth redistributions is vital for economic analysis.

درک الگوهای توزیع مجدد ثروت برای تجزیه و تحلیل اقتصادی حیاتی است.

the impact of these redistributions on the housing market is being closely monitored.

اثرات این توزیع‌ها بر بازار مسکن به دقت مورد رصد قرار می‌گیرد.

historical redistributions of land shaped the current distribution of power.

توزیع‌های تاریخی زمین، توزیع فعلی قدرت را شکل داده است.

the goal of the program is to ensure equitable redistributions of educational opportunities.

هدف این برنامه اطمینان از توزیع عادلانه فرصت‌های آموزشی است.

these redistributions aim to reduce inequality and promote economic mobility.

این توزیع‌ها با هدف کاهش نابرابری و ترویج تحرک اقتصادی انجام می‌شوند.

the legal framework governs the process of asset redistributions in inheritance cases.

چارچوب قانونی فرآیند توزیع مجدد دارایی‌ها در موارد ارث را تنظیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید