rebleeds

[ایالات متحده]/rɪˈbliːdz/
[بریتانیا]/rɪˈbliːdz/

ترجمه

v. به دوباره خون ریختن؛ تجربه خونریزی دوباره یا مکرر شدن.

جملات نمونه

patient rebleeds shortly after the initial surgery.

بیمار به سرعت دوباره خونریزی می‌کند.

internal rebleeds can occur within 24 hours of injury.

خونریزی‌های داخلی می‌توانند در 24 ساعت پس از آسیب رخ دهند.

doctors monitor closely because the wound may rebleeds.

پزشکان به دقت نظارت می‌کنند زیرا زخم ممکن است دوباره خونریزی کند.

post-operative rebleeds require immediate medical attention.

خونریزی‌های پس از جراحی نیاز به توجه پزشکی فوری دارند.

the condition sometimes rebleeds despite treatment.

گاهی این حالت با وجود درمان دوباره خونریزی می‌کند.

repeated rebleeds indicate a more serious underlying problem.

خونریزی‌های تکراری نشان دهنده یک مشکل اساسی جدی‌تر است.

nasal rebleeds often happen in dry winter weather.

خونریزی‌های بینی اغلب در آب و هواهای زمستانی خشک رخ می‌دهد.

surgical rebleeds are a known complication of the procedure.

خونریزی‌های جراحی یک عارضه شناخته شده این روش است.

the risk of rebleeds increases with blood-thinning medications.

خطر خونریزی با داروهای نازک‌کننده خون افزایش می‌یابد.

gastrointestinal rebleeds can cause dangerous blood loss.

خونریزی‌های گوارشی می‌توانند بازده خون خطرناکی ایجاد کنند.

patients should watch for signs that the injury rebleeds.

بیماران باید علائمی که نشان دهنده دوباره خونریزی آسیب است را مشاهده کنند.

delayed rebleeds are harder to detect and treat.

خونریزی‌های تاخیری دشوارتر برای تشخیص و درمان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید