rebounded

[ایالات متحده]/rɪˈbaʊndɪd/
[بریتانیا]/rɪˈbaʊndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از rebound؛ به عقب برگشتن؛ به اثر متقابل رسیدن؛ ناکام ماندن در داشتن اثر مطلوب

عبارات و ترکیب‌ها

rebounded shot

ضربه برگشتی

rebounded quickly

به سرعت برگشت

rebounded back

به عقب برگشت

rebounded strongly

به شدت برگشت

rebounded well

خوب برگشت

rebounded off

از آن جدا شد و برگشت

rebounded again

دوباره برگشت

rebounded forcefully

با زور برگشت

rebounded positively

به طور مثبت برگشت

rebounded dramatically

به طور چشمگیری برگشت

جملات نمونه

the basketball rebounded off the rim.

توپ بسکتبال از لبه حلقه بلند شد.

after a tough year, the economy has rebounded.

پس از یک سال سخت، اقتصاد بهبود یافته است.

the stock prices rebounded after the announcement.

پس از اعلام، قیمت سهام بهبود یافت.

her confidence rebounded after the success.

اعتماد به نفس او پس از موفقیت دوباره به دست آمد.

the ball rebounded into the field.

توپ وارد زمین بازی بلند شد.

sales rebounded significantly last quarter.

فروش در سه ماهه گذشته به طور قابل توجهی بهبود یافت.

his spirits rebounded after the good news.

روحیه او پس از اخبار خوب دوباره سر بلند شد.

the team's performance rebounded in the second half.

عملکرد تیم در نیمه دوم بهبود یافت.

the market rebounded quickly after the dip.

بازار پس از افت سریعاً بهبود یافت.

her grades rebounded after she started studying harder.

نمرات او پس از شروع مطالعه بیشتر بهبود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید