fell

[ایالات متحده]/fel/
[بریتانیا]/fɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بریدن؛ به زمین انداختن
n. مقدار چوب بریده شده در یک فصل؛ تپه یا ناحیه باتلاقی؛ بیابان.

عبارات و ترکیب‌ها

fell off

افتاد

fell down

افتاد پایین

fell asleep

به خواب رفت

fell in love

دلباخته شد

fell in

وارد شد

fell into

وارد شد در

fell on

بر روی افتاد

fell out

آشفت

fell ill

بیمار شد

fell over

افتاد به جلو

fell for

متحمل شد

fell back

پسروی کرد

fell short of

رسیدن به آن نرسید

fell through

اجرا نشد

fell flat

بی‌اثر شد

fell under

در معرض قرار گرفت

fell in with

همراهی کرد با

fell back on

تکیه کرد به

جملات نمونه

They fell to it with gusto.

آنها با اشتیاق به آن پرداختند.

fell a tree; fell an opponent in boxing.

درخت را انداختند؛ حریف را در مسابقه بوکس انداختند.

fell to work immediately.

بلافاصله شروع به کار کردند.

fell down on the job.

در کار افتاد.

fell foul of the law.

با قانون درافتادند.

fell in with the wrong crowd.

با افراد نادرست همراه شدند.

by some fell chance.

به طور غیرمنتظره.

he fell in with thieves.

او با دزدان همراه شد.

the army fell on the besiegers.

ارتش به محاصره کنندگان حمله کرد.

The rain fell in sheets.

باران به صورت رگبار می‌بارید.

The office fell void.

محل کار خالی شد.

The conversation fell suddenly.

ناگهان مکالمه افتاد.

The snow fell in a whirl.

برف به صورت گردابی می‌بارید.

The plan fell through.

طرح منتفی شد.

The baby fell asleep.

بچه چرتک رفت.

He fell into a decline.

او دچار زوال شد.

نمونه‌های واقعی

The crowd dispersed when the rain fell suddenly.

هنگامی که باران ناگهان بارید، جمعیت پراکنده شد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

It was then that his gaze fell upon Harry.

در آن زمان، نگاهش به هری افتاد.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

As grain prices fell, sugar prices jumped.

همانطور که قیمت غلات کاهش یافت، قیمت شکر افزایش یافت.

منبع: The Economist (Summary)

I probably would have fell for it.

احتمالاً به دام آن می‌فتادم.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

The soldiers faltered for a moment as their captain fell.

سربازان برای لحظه‌ای مردد شدند زیرا کاپیتانشان افتاد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

It could already detect if you fell.

در حال حاضر می‌توانست تشخیص دهد که شما افتاده‌اید.

منبع: Apple Fall Event 2022

He watched TV until he fell asleep.

او تلویزیون تماشا کرد تا خوابید.

منبع: Emma's delicious English

He was here when I fell asleep.

وقتی من خوابیدم، او اینجا بود.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Waiting for them to reply and then you fell asleep crying?

منتظر پاسخ آنها بودید و بعد خوابیدید و گریه می‌کردید؟

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

Canada fell close to 50 degrees below zero.

کانادا به حدود 50 درجه زیر صفر رسید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید