springed

[ایالات متحده]/[ˈsprɪŋd]/
[بریتانیا]/[ˈsprɪŋd]/

ترجمه

v. به سرعت و به طور ناگهانی به سمت بالا یا جلو حرکت کردن یا باعث حرکت شدن؛ پریدن یا جهیدن.
adj. دارای ویژگی فنری؛ الاستیک.

عبارات و ترکیب‌ها

springed a leak

نشت داد

springed forward

به جلو جهید

springed to life

به حیات بازگشت

springed up

به بالا پرید

springed loose

رها شد

springed open

باز شد

springed back

به عقب بازگشت

springed away

دور شد

springed out

بیرون پرید

springed the trap

تله را فعال کرد

جملات نمونه

the old door springed shut with a loud bang.

در قدیمی با صدای بلند بسته شد.

the mattress springed back after i sat on it.

تشک بعد از نشستن من به عقب برگشت.

the trap springed, catching the mouse.

تله فعال شد و موش را به دام انداخت.

he springed to his feet, eager to leave.

او با اشتیاق برای رفتن از جا برخاست.

the dancer's movements springed with energy.

حرکات رقصنده با انرژی همراه بود.

the surprise party springed to life with laughter.

جشن غافلگیری با خنده جان گرفت.

the coiled snake springed forward unexpectedly.

مار پیچ خورده به طور غیرمنتظره به جلو پرید.

the rusty hinge springed open with difficulty.

لولا زنگ زده با سختی باز شد.

the new shoes springed me forward with each step.

کفش‌های جدید با هر قدم من را به جلو می‌بردند.

the fountain springed water high into the air.

چشمه آب را با ارتفاع زیاد به هوا پرتاب کرد.

the broken toy springed and then stopped.

اسباب‌بازی شکسته فعال شد و سپس متوقف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید