recapping

[ایالات متحده]/ˈriːˌkæpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈriːˌkæpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تجدید کردن الگوی یک لاستیک; به طور خلاصه بیان کردن یا بازگو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

recapping events

خلاصه کردن رویدادها

recapping meetings

خلاصه کردن جلسات

recapping discussions

خلاصه کردن بحث‌ها

recapping progress

خلاصه کردن پیشرفت

recapping highlights

خلاصه کردن نکات برجسته

recapping results

خلاصه کردن نتایج

recapping feedback

خلاصه کردن بازخورد

recapping lessons

خلاصه کردن درس‌ها

recapping findings

خلاصه کردن یافته‌ها

recapping strategies

خلاصه کردن استراتژی‌ها

جملات نمونه

recapping the main points helps with understanding.

خلاصه کردن نکات اصلی به درک مطلب کمک می کند.

she spent the afternoon recapping the meeting notes.

او بعد از ظهر را به خلاصه کردن یادداشت های جلسه گذراند.

recapping the story made it easier to follow.

خلاصه کردن داستان باعث شد دنبال کردن آن آسان تر شود.

we are recapping the highlights of the event.

ما نکات برجسته رویداد را خلاصه می کنیم.

he enjoys recapping his favorite movies.

او از خلاصه کردن فیلم های مورد علاقه اش لذت می برد.

recapping the lesson is essential for exam preparation.

خلاصه کردن درس برای آمادگی امتحان ضروری است.

they are recapping their progress at the end of the week.

آنها پیشرفت خود را در پایان هفته خلاصه می کنند.

recapping helps reinforce what you've learned.

خلاصه کردن به تقویت آنچه یاد گرفته اید کمک می کند.

she is recapping the key concepts for her presentation.

او مفاهیم کلیدی را برای ارائه خود خلاصه می کند.

they will be recapping the results of the survey.

آنها نتایج نظرسنجی را خلاصه خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید