rechecked

[ایالات متحده]/riː'tʃek/
[بریتانیا]/'ritʃɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره تأیید کردن; دوباره بررسی کردن.

جملات نمونه

a recheck of the data.

بررسی مجدد داده ها

switch off at once and recheck all the wiring.

بلافاصله خاموش کرده و تمام سیم‌کشی‌ها را دوباره بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید