gifted reciter
خواننده با استعداد
skilled reciter
خواننده ماهر
famous reciter
خواننده مشهور
talented reciter
خواننده با ذوق
professional reciter
خواننده حرفهای
young reciter
خواننده جوان
passionate reciter
خواننده پرشور
renowned reciter
خواننده مشهور و شناخته شده
local reciter
خواننده محلی
eminent reciter
خواننده برجسته
the reciter delivered the poem with great emotion.
خواننده شعر را با احساسات فراوان اجرا کرد.
she was the best reciter in the competition.
او بهترین خواننده در مسابقه بود.
the reciter's voice captivated the audience.
صدای خواننده مخاطبان را مجذوب خود کرد.
he practiced daily to become a skilled reciter.
او روزانه تمرین کرد تا به یک خواننده ماهر تبدیل شود.
the reciter paused dramatically before the final line.
خواننده قبل از آخرین خط، به طور دراماتیک مکث کرد.
many people admire the talent of a good reciter.
بسیاری از مردم استعداد یک خواننده خوب را تحسین میکنند.
during the festival, a famous reciter performed.
در طول جشنواره، یک خواننده مشهور اجرا کرد.
the reciter used gestures to enhance the performance.
خواننده از حرکات دست برای افزایش کیفیت اجرا استفاده کرد.
listening to the reciter was a memorable experience.
گوش دادن به خواننده یک تجربه به یاد ماندنی بود.
the reciter's interpretation brought new life to the text.
تفسیر خواننده زندگی جدیدی به متن بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید