reciter

[ایالات متحده]/rɪˈsaɪtə/
[بریتانیا]/rɪˈsaɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که شعر یا متن را به صورت بلند می‌خواند؛ کسی که شعر یا متن را به صورت بلند اجرا می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

gifted reciter

خواننده با استعداد

skilled reciter

خواننده ماهر

famous reciter

خواننده مشهور

talented reciter

خواننده با ذوق

professional reciter

خواننده حرفه‌ای

young reciter

خواننده جوان

passionate reciter

خواننده پرشور

renowned reciter

خواننده مشهور و شناخته شده

local reciter

خواننده محلی

eminent reciter

خواننده برجسته

جملات نمونه

the reciter delivered the poem with great emotion.

خواننده شعر را با احساسات فراوان اجرا کرد.

she was the best reciter in the competition.

او بهترین خواننده در مسابقه بود.

the reciter's voice captivated the audience.

صدای خواننده مخاطبان را مجذوب خود کرد.

he practiced daily to become a skilled reciter.

او روزانه تمرین کرد تا به یک خواننده ماهر تبدیل شود.

the reciter paused dramatically before the final line.

خواننده قبل از آخرین خط، به طور دراماتیک مکث کرد.

many people admire the talent of a good reciter.

بسیاری از مردم استعداد یک خواننده خوب را تحسین می‌کنند.

during the festival, a famous reciter performed.

در طول جشنواره، یک خواننده مشهور اجرا کرد.

the reciter used gestures to enhance the performance.

خواننده از حرکات دست برای افزایش کیفیت اجرا استفاده کرد.

listening to the reciter was a memorable experience.

گوش دادن به خواننده یک تجربه به یاد ماندنی بود.

the reciter's interpretation brought new life to the text.

تفسیر خواننده زندگی جدیدی به متن بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید