recognizes

[ایالات متحده]/ˈrekəɡnaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈrɛkəɡnaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی یا چیزی را از ملاقات‌های قبلی شناسایی کردن؛ وجود یا حقیقت چیزی را قبول کردن؛ ارزش چیزی را قدردانی یا تصدیق کردن؛ به عنوان معتبر یا واقعی پذیرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

recognizes talent

شناسایی استعداد

recognizes value

شناسایی ارزش

recognizes importance

شناسایی اهمیت

recognizes rights

شناسایی حقوق

recognizes effort

شناسایی تلاش

recognizes change

شناسایی تغییر

recognizes potential

شناسایی پتانسیل

recognizes need

شناسایی نیاز

recognizes achievement

شناسایی دستاورد

recognizes contribution

شناسایی مشارکت

جملات نمونه

the organization recognizes the importance of teamwork.

سازمان اهمیت کار گروهی را تشخیص می‌دهد.

she recognizes the value of hard work.

او ارزش کار سخت را تشخیص می‌دهد.

the teacher recognizes students' achievements.

معلم دستاوردهای دانش‌آموزان را تشخیص می‌دهد.

the government recognizes the need for reform.

دولت نیاز به اصلاحات را تشخیص می‌دهد.

he recognizes his mistakes and wants to improve.

او اشتباهات خود را تشخیص می‌دهد و می‌خواهد پیشرفت کند.

the company recognizes its responsibility to the community.

شرکت مسئولیت خود را در قبال جامعه تشخیص می‌دهد.

the committee recognizes the contributions of volunteers.

کمیته از مشارکت داوطلبان قدردانی می‌کند.

she recognizes the signs of stress in her colleagues.

او نشانه‌های استرس را در همکاران خود تشخیص می‌دهد.

the report recognizes the challenges ahead.

گزارش چالش‌های پیش رو را تشخیص می‌دهد.

he recognizes the potential in new technologies.

او پتانسیل فناوری‌های جدید را تشخیص می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید