realizes

[ایالات متحده]/ˈrɪəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈriːəˌlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی آگاه شدن; چیزی را به واقعیت آوردن; چیزی را با قیمت مشخصی فروختن; تجربه کردن چیزی که نگران آن هستیم

عبارات و ترکیب‌ها

realizes potential

تحقق پتانسیل

realizes dreams

تحقق آرزوها

realizes goals

تحقق اهداف

realizes truth

تحقق حقیقت

realizes value

تحقق ارزش

realizes importance

تحقق اهمیت

realizes change

تحقق تغییر

realizes impact

تحقق تاثیر

realizes opportunity

تحقق فرصت

realizes success

تحقق موفقیت

جملات نمونه

she finally realizes her dream of becoming an artist.

او سرانجام متوجه می‌شود که رویای او برای تبدیل شدن به یک هنرمند است.

he realizes the importance of time management.

او متوجه اهمیت مدیریت زمان می‌شود.

the team realizes their potential after the training.

تیم متوجه پتانسیل خود پس از آموزش می‌شود.

she realizes that honesty is the best policy.

او متوجه می‌شود که صداقت بهترین سیاست است.

he realizes he needs to study harder for the exam.

او متوجه می‌شود که برای امتحان باید بیشتر مطالعه کند.

the company realizes the need for better customer service.

شرکت متوجه نیاز به خدمات بهتر مشتری می‌شود.

they realize that teamwork is essential for success.

آنها متوجه می‌شوند که کار گروهی برای موفقیت ضروری است.

she realizes how much her family supports her.

او متوجه می‌شود که خانواده‌اش چه مقدار از او حمایت می‌کند.

he realizes that he must change his lifestyle.

او متوجه می‌شود که باید سبک زندگی خود را تغییر دهد.

the student realizes the value of education.

دانشجو متوجه ارزش آموزش می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید