reconditions

[ایالات متحده]/ˌriː.kənˈdɪʃ.ənz/
[بریتانیا]/ˌriː.kənˈdɪʃ.ənz/

ترجمه

v. تعمیر کردن، بازسازی کردن یا نوسازی کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

reconditions equipment

بازسازی تجهیزات

reconditions vehicles

بازسازی وسایل نقلیه

reconditions machinery

بازسازی ماشین‌آلات

reconditions systems

بازسازی سیستم‌ها

reconditions parts

بازسازی قطعات

reconditions tools

بازسازی ابزارها

reconditions assets

بازسازی دارایی‌ها

reconditions devices

بازسازی دستگاه‌ها

reconditions components

بازسازی اجزا

جملات نمونه

he reconditions old cars for a living.

او به طور حرفه‌ای ماشین‌های قدیمی را بازسازی می‌کند.

the technician reconditions the equipment regularly.

تکنسین به طور منظم تجهیزات را بازسازی می‌کند.

she reconditions her bike every spring.

او هر بهار دوچرخه خود را بازسازی می‌کند.

the factory reconditions its machinery to improve efficiency.

کارخانه ماشین‌آلات خود را برای بهبود کارایی بازسازی می‌کند.

they recondition used furniture and sell it at a discount.

آنها مبلمان دست دوم را بازسازی کرده و با تخفیف می‌فروشند.

he reconditions his golf clubs to enhance performance.

او چوب‌های گلف خود را برای افزایش عملکرد بازسازی می‌کند.

the company reconditions its products to ensure quality.

شرکت محصولات خود را برای اطمینان از کیفیت بازسازی می‌کند.

she reconditions her skincare routine every few months.

او هر چند ماه یکبار روتین مراقبت از پوست خود را بازسازی می‌کند.

they recondition the heating system before winter.

آنها سیستم گرمایشی را قبل از زمستان بازسازی می‌کنند.

he reconditions his computer to improve its speed.

او کامپیوتر خود را برای افزایش سرعت آن بازسازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید