redemptions

[ایالات متحده]/rɪˈdɛmptʃənz/
[بریتانیا]/rɪˈdɛmpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نجات دادن یا نجات یافتن؛ بازیابی چیزی که وثیقه یا رهن شده است؛ عمل بهتر یا قابل قبول تر کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

redemptions process

فرآیند بازخرید

redemptions policy

سیاست بازخرید

redemptions request

درخواست بازخرید

redemptions options

گزینه‌های بازخرید

redemptions form

فرم بازخرید

redemptions fee

هزینه بازخرید

redemptions statement

صورتحساب بازخرید

redemptions limit

محدودیت بازخرید

redemptions schedule

برنامه بازخرید

redemptions account

حساب بازخرید

جملات نمونه

many companies offer redemptions for unused gift cards.

بسیاری از شرکت‌ها طرح‌های بازخرید برای کارت‌های هدیه استفاده نشده ارائه می‌دهند.

the redemptions process can take several weeks.

فرآیند بازخرید ممکن است چند هفته طول بکشد.

customers are encouraged to check their redemptions regularly.

از مشتریان خواسته می‌شود به طور منظم بازخرید خود را بررسی کنند.

redemptions can vary based on the loyalty program.

بازخریدها ممکن است بر اساس برنامه وفاداری متفاوت باشد.

she was excited about the redemptions available for her points.

او از بازخرید‌های موجود برای امتیازاتش هیجان‌زده بود.

there are strict rules governing the redemptions of rewards.

قوانین سختگیرانه‌ای در مورد بازخرید جوایز وجود دارد.

he completed several redemptions during the sale event.

او در طول رویداد فروش چندین بازخرید انجام داد.

redemptions often include discounts and special offers.

بازخریدها اغلب شامل تخفیف‌ها و پیشنهادات ویژه است.

they announced new redemptions for the holiday season.

آنها بازخرید‌های جدید برای فصل تعطیلات اعلام کردند.

understanding the redemptions policy is important for customers.

درک سیاست بازخرید برای مشتریان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید