redesigned

[ایالات متحده]/ˌriːdɪˈzaɪnd/
[بریتانیا]/ˌriːdɪˈzaɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی نقشه‌کشی مجدد
adj. بازنگری شده یا بازسازی شده

عبارات و ترکیب‌ها

redesigned product

محصول بازطراحی شده

redesigned interface

رابط کاربری بازطراحی شده

redesigned logo

لوگوی بازطراحی شده

redesigned website

وب سایت بازطراحی شده

redesigned feature

ویژگی بازطراحی شده

redesigned layout

چیدمان بازطراحی شده

redesigned system

سیستم بازطراحی شده

redesigned model

مدل بازطراحی شده

redesigned strategy

استراتژی بازطراحی شده

redesigned process

فرآیند بازطراحی شده

جملات نمونه

the company has redesigned its logo for a modern look.

شرکت لوگوی خود را برای ظاهری مدرن بازطراحی کرده است.

they have redesigned the website to improve user experience.

آنها وب سایت را برای بهبود تجربه کاربر بازطراحی کرده اند.

the product was redesigned to be more environmentally friendly.

محصول برای سازگاری بیشتر با محیط زیست بازطراحی شد.

she redesigned the garden layout for better sunlight exposure.

او طرح باغ را برای قرار گرفتن بهتر در معرض نور خورشید بازطراحی کرد.

the team has redesigned the app interface for easier navigation.

تیم رابط برنامه را برای پیمایش آسان تر بازطراحی کرده است.

our office space was redesigned to foster collaboration.

فضای دفتر ما برای تقویت همکاری بازطراحی شد.

the car was redesigned to enhance safety features.

خودرو برای افزایش ویژگی های ایمنی بازطراحی شد.

they redesigned the packaging to attract more customers.

آنها بسته بندی را برای جذب مشتریان بیشتر بازطراحی کردند.

the fashion line was redesigned to reflect current trends.

خط مد برای نشان دادن روند های فعلی بازطراحی شد.

he redesigned the workflow to increase efficiency.

او گردش کار را برای افزایش کارایی بازطراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید