redfish

[ایالات متحده]/ˈrɛdˌfɪʃ/
[بریتانیا]/ˈrɛdˌfɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی، که اغلب به سالمون اشاره دارد؛ سالمون نر

عبارات و ترکیب‌ها

redfish recipe

دستورالعمل ماهی قرمز

redfish fillet

فیله ماهی قرمز

redfish stew

خورش ماهی قرمز

redfish tacos

تاکو ماهی قرمز

redfish catch

گرفتن ماهی قرمز

redfish grill

باربکیو ماهی قرمز

redfish market

بازار ماهی قرمز

redfish dinner

شام ماهی قرمز

redfish season

فصل ماهی قرمز

redfish fishing

ماهیگیری ماهی قرمز

جملات نمونه

i caught a redfish during my fishing trip.

من یک ردفیش در طول سفر ماهیگیری خود گرفتم.

redfish is a popular dish in many seafood restaurants.

ردفیش یک غذای محبوب در بسیاری از رستوران های غذاهای دریایی است.

we grilled redfish with lemon and herbs.

ما ردفیش را با لیمو و گیاهان گریل کردیم.

he prefers redfish over other types of fish.

او ترجیح می دهد ردفیش را به جای انواع دیگر ماهی.

redfish can be found in both fresh and saltwater.

ردفیش را می توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

many anglers target redfish for sport fishing.

بسیاری از ماهیگیران ردفیش را برای ماهیگیری ورزشی هدف قرار می دهند.

redfish is known for its flaky texture and mild flavor.

ردفیش به دلیل بافت پوسته پوسته و طعم ملایم آن شناخته شده است.

she ordered redfish tacos at the beach restaurant.

او تاکوهای ردفیش را در رستوران ساحلی سفارش داد.

redfish is often served with a side of rice.

ردفیش اغلب با یک سهم برنج سرو می شود.

he learned how to fillet a redfish properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک ردفیش را پوست بکنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید