redhead

[ایالات متحده]/'redhed/
[بریتانیا]/'rɛd'hɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی با موهای قرمز.

جملات نمونه

she was a statuesque redheaded eyeful.

او یک زن با قدی بلند، با موهای قرمز و جذاب بود.

He married a beautiful redhead.

او با یک زن خوش‌چه با موهای قرمز ازدواج کرد.

he was stepping out with a redheaded waitress.

او با یک گارسون با موهای قرمز بیرون می‌رفت.

She is known for being a fiery redhead.

او به داشتن موهای قرمز آتشین معروف است.

The redhead actress won an award for her performance.

بازیگر با موهای قرمز جایزه ای برای بازیگری دریافت کرد.

He has always been attracted to redheads.

او همیشه به زنانی با موهای قرمز جذب شده است.

The redhead model walked the runway with confidence.

مدل با موهای قرمز با اعتماد به نفس در نمایشگاه راه رفت.

Redheads are often stereotyped as having fiery tempers.

زنانی با موهای قرمز اغلب به عنوان افرادی با اخم های آتشین شناخته می شوند.

The redhead singer captivated the audience with her powerful voice.

خواننده با موهای قرمز با صدای قدرتمند خود مخاطبان را مجذوب کرد.

The redhead student stood out in a crowd of brunettes.

دانشجوی با موهای قرمز در میان جمعی از افراد با موهای قهوه ای خودنمایی کرد.

Many famous characters in literature are depicted as redheads.

بسیاری از شخصیت های معروف در ادبیات به عنوان افراد با موهای قرمز به تصویر کشیده می شوند.

Redheads are said to have a higher pain tolerance.

گفته می شود که افراد با موهای قرمز تحمل درد بیشتری دارند.

The redhead athlete broke the world record in the 100m sprint.

ورزشکار با موهای قرمز رکورد جهانی را در دوی 100 متر شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید