redoes work
بازبینی کار
redoes task
بازبینی وظیفه
redoes project
بازبینی پروژه
redoes design
بازبینی طراحی
redoes plan
بازبینی برنامه
redoes analysis
بازبینی تحلیل
redoes code
بازبینی کد
redoes draft
بازبینی پیشنویس
redoes report
بازبینی گزارش
redoes assessment
بازبینی ارزیابی
he always redoes his homework to improve his grades.
او همیشه تکالیفش را دوباره انجام میدهد تا نمرات خود را بهبود بخشد.
she redoes her presentation to make it more engaging.
او ارائه خود را دوباره انجام میدهد تا آن را جذابتر کند.
the artist redoes the painting until he is satisfied.
هنرمند نقاشی را تا زمانی که راضی شود دوباره انجام میدهد.
after feedback, he redoes the report for clarity.
پس از دریافت بازخورد، او گزارش را برای وضوح بیشتر دوباره انجام میدهد.
she redoes her hairstyle for the special event.
او مدل موهایش را برای رویداد ویژه دوباره انجام میدهد.
they often redo the layout of the office for better workflow.
آنها اغلب طرحبندی دفتر را برای بهبود گردش کار دوباره انجام میدهند.
the teacher suggests that he redoes the project for a better grade.
معلم پیشنهاد میکند که او پروژه را برای نمره بهتر دوباره انجام دهد.
he redoes the calculations to ensure accuracy.
او محاسبات را دوباره انجام میدهد تا از صحت آن اطمینان حاصل کند.
she redoes her resume to apply for a new job.
او رزومه خود را دوباره انجام میدهد تا برای یک شغل جدید درخواست دهد.
after the storm, they need to redo the landscaping.
پس از طوفان، آنها باید فضای سبز را دوباره انجام دهند.
redoes work
بازبینی کار
redoes task
بازبینی وظیفه
redoes project
بازبینی پروژه
redoes design
بازبینی طراحی
redoes plan
بازبینی برنامه
redoes analysis
بازبینی تحلیل
redoes code
بازبینی کد
redoes draft
بازبینی پیشنویس
redoes report
بازبینی گزارش
redoes assessment
بازبینی ارزیابی
he always redoes his homework to improve his grades.
او همیشه تکالیفش را دوباره انجام میدهد تا نمرات خود را بهبود بخشد.
she redoes her presentation to make it more engaging.
او ارائه خود را دوباره انجام میدهد تا آن را جذابتر کند.
the artist redoes the painting until he is satisfied.
هنرمند نقاشی را تا زمانی که راضی شود دوباره انجام میدهد.
after feedback, he redoes the report for clarity.
پس از دریافت بازخورد، او گزارش را برای وضوح بیشتر دوباره انجام میدهد.
she redoes her hairstyle for the special event.
او مدل موهایش را برای رویداد ویژه دوباره انجام میدهد.
they often redo the layout of the office for better workflow.
آنها اغلب طرحبندی دفتر را برای بهبود گردش کار دوباره انجام میدهند.
the teacher suggests that he redoes the project for a better grade.
معلم پیشنهاد میکند که او پروژه را برای نمره بهتر دوباره انجام دهد.
he redoes the calculations to ensure accuracy.
او محاسبات را دوباره انجام میدهد تا از صحت آن اطمینان حاصل کند.
she redoes her resume to apply for a new job.
او رزومه خود را دوباره انجام میدهد تا برای یک شغل جدید درخواست دهد.
after the storm, they need to redo the landscaping.
پس از طوفان، آنها باید فضای سبز را دوباره انجام دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید