resets

[ایالات متحده]/rɪˈsɛts/
[بریتانیا]/rɪˈsɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد reset؛ دوباره قرار دادن یا تنظیم کردن؛ دوباره پیکربندی یا تنظیم کردن؛ ایجاد یک مجموعه جدید از سوالات برای یک آزمون
n. جمع reset

عبارات و ترکیب‌ها

system resets

بازنشانی سیستم

password resets

بازنشانی رمز عبور

factory resets

بازنشانی کارخانه

device resets

بازنشانی دستگاه

data resets

بازنشانی داده

software resets

بازنشانی نرم افزار

session resets

بازنشانی نشست

configuration resets

بازنشانی تنظیمات

timer resets

بازنشانی تایمر

network resets

بازنشانی شبکه

جملات نمونه

the system resets automatically every night.

سیستم به طور خودکار هر شب ریست می شود.

he resets the settings to improve performance.

او تنظیمات را برای بهبود عملکرد بازنشانی می کند.

after the update, the device resets itself.

پس از به‌روزرسانی، دستگاه به طور خودکار ریست می شود.

the software resets when it encounters an error.

نرم افزار زمانی که با خطایی مواجه می شود، ریست می شود.

she resets her goals at the beginning of each year.

او اهداف خود را در ابتدای هر سال بازنشانی می کند.

the manager resets the team’s objectives regularly.

مدیر اهداف تیم را به طور منظم بازنشانی می کند.

he resets his password every few months for security.

او رمز عبور خود را هر چند ماه یکبار برای امنیت بازنشانی می کند.

the game resets after you lose all your lives.

بازی پس از اینکه تمام جان هایتان را از دست بدهید، ریست می شود.

the machine resets itself after maintenance.

دستگاه پس از نگهداری به طور خودکار ریست می شود.

she resets her expectations after each failure.

او انتظارات خود را پس از هر شکست بازنشانی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید