system resets
بازنشانی سیستم
password resets
بازنشانی رمز عبور
factory resets
بازنشانی کارخانه
device resets
بازنشانی دستگاه
data resets
بازنشانی داده
software resets
بازنشانی نرم افزار
session resets
بازنشانی نشست
configuration resets
بازنشانی تنظیمات
timer resets
بازنشانی تایمر
network resets
بازنشانی شبکه
the system resets automatically every night.
سیستم به طور خودکار هر شب ریست می شود.
he resets the settings to improve performance.
او تنظیمات را برای بهبود عملکرد بازنشانی می کند.
after the update, the device resets itself.
پس از بهروزرسانی، دستگاه به طور خودکار ریست می شود.
the software resets when it encounters an error.
نرم افزار زمانی که با خطایی مواجه می شود، ریست می شود.
she resets her goals at the beginning of each year.
او اهداف خود را در ابتدای هر سال بازنشانی می کند.
the manager resets the team’s objectives regularly.
مدیر اهداف تیم را به طور منظم بازنشانی می کند.
he resets his password every few months for security.
او رمز عبور خود را هر چند ماه یکبار برای امنیت بازنشانی می کند.
the game resets after you lose all your lives.
بازی پس از اینکه تمام جان هایتان را از دست بدهید، ریست می شود.
the machine resets itself after maintenance.
دستگاه پس از نگهداری به طور خودکار ریست می شود.
she resets her expectations after each failure.
او انتظارات خود را پس از هر شکست بازنشانی می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید