reedbeds

[ایالات متحده]/ˈriːdbedz/
[بریتانیا]/ˈriːdbɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق زمینی که با علف‌های تاوانی پوشیده شده‌اند، معمولاً در مناطق مرطوب؛ تخته‌های علف (فرم جمع علف‌تخته)

عبارات و ترکیب‌ها

in the reedbeds

در جنگل‌های کنار آب

through the reedbeds

از طریق جنگل‌های کنار آب

across the reedbeds

از طریق جنگل‌های کنار آب

beyond the reedbeds

فراتر از جنگل‌های کنار آب

reedbeds habitat

محیط زیست جنگل‌های کنار آب

wetland reedbeds

جنگل‌های کنار آب مناطق مرطوب

marsh reedbeds

جنگل‌های کنار آب تالابی

coastal reedbeds

جنگل‌های کنار آب ساحلی

native reedbeds

جنگل‌های کنار آب میهمان‌نوا

vast reedbeds

جنگل‌های کنار آب گسترده

جملات نمونه

reedbeds provide essential habitats for diverse wildlife species.

تالاب‌های جلبکی محیط‌های زیستی ضروری برای گونه‌های مختلف حیات وحش را فراهم می‌کنند.

the wetland's reedbeds act as natural water purification systems.

تالاب‌های جلبکی این منطقه به عنوان سیستم‌های تصفیه آب طبیعی عمل می‌کنند.

conservationists work to protect reedbeds from urban development.

حفاظت‌گران تلاش می‌کنند تا تالاب‌های جلبکی را از توسعه شهری حفظ کنند.

reedbeds serve as important nesting grounds for rare bird species.

تالاب‌های جلبکی به عنوان مکان‌های تخم‌گذاری مهم برای گونه‌های نادر پرندگان عمل می‌کنند.

these coastal reedbeds help protect against flooding and erosion.

این تالاب‌های جلبکی در ساحل‌ها به حفاظت در برابر سیلاب و فرسیون کمک می‌کنند.

researchers study how reedbeds store carbon and combat climate change.

پژوهشگران مطالعه می‌کنند که چگونه تالاب‌های جلبکی کربن را ذخیره می‌کنند و تغییرات اقلیمی را مهار می‌کنند.

bird watchers gather to observe migratory species in the reedbeds.

دیدارگران پرندگان جمع می‌شوند تا گونه‌های مهاجر در تالاب‌های جلبکی را مشاهده کنند.

the ecological importance of reedbeds includes natural water filtration.

اهمیت اکولوژیکی تالاب‌های جلبکی شامل فیلتراسیون طبیعی آب می‌شود.

managed reedbeds offer sustainable drainage solutions for communities.

تالاب‌های جلبکی مدیریت شده راه‌حل‌های تخلیص پایدار برای جوامع ارائه می‌دهند.

protecting reedbeds helps maintain biodiversity in wetland ecosystems.

حفاظت از تالاب‌های جلبکی به حفظ تنوع زیستی در اکوسیستم‌های تالابی کمک می‌کند.

reedbeds create natural barriers that reduce environmental pollution.

تالاب‌های جلبکی حواشی طبیعی ایجاد می‌کنند که آلودگی محیطی را کاهش می‌دهند.

the government has designated funds to restore degraded reedbeds.

دولت از منابع مالی برای بازیابی تالاب‌های جلبکی فرسوده اختصاص داده است.

local communities benefit from the ecosystem services provided by reedbeds.

جامعه‌های محلی از خدمات اکوسیستمی که توسط تالاب‌های جلبکی ارائه می‌شود بهره‌مند می‌شوند.

reedbeds play a crucial role in maintaining water quality in rivers.

تالاب‌های جلبکی نقش حیاتی در حفظ کیفیت آب در رودخانه‌ها دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید