refilm the scene
فیلمبرداری مجدد صحنه
need to refilm
نیاز به فیلمبرداری مجدد
refilm immediately
بلافاصله فیلمبرداری مجدد
refilm that part
آن قسمت را دوباره فیلمبرداری کنید
will refilm
فیلمبرداری مجدد خواهد شد
refilm it
آن را دوباره فیلمبرداری کنید
must refilm
باید دوباره فیلمبرداری شود
refilming the footage
در حال فیلمبرداری مجدد تصاویر
refilm again
دوباره فیلمبرداری کنید
refilm from scratch
دوباره از صفر فیلمبرداری کنید
the director decided to refilm the entire third act after receiving negative feedback from test audiences.
مدیر تصمیم گرفت صحنه آخر فیلم را دوباره فیلمبرداری کند، پس از دریافت بازخورد منفی از مخاطبان تست.
we had to refilm the scene multiple times because the lighting conditions kept changing throughout the day.
ما مجبور شدیم صحنه را چندین بار دوباره فیلمبرداری کنیم، زیرا شرایط نور در طول روز دائماً در حال تغییر بود.
the studio requested the actors to refilm their dialogue scenes with improved vocal delivery.
استودیو از بازیگران خواست تا صحنههای دیالوگ خود را با ارائه صوتی بهتر دوباره فیلمبرداری کنند.
due to technical errors in the audio recording, the production team chose to refilm the interview segment.
به دلیل خطاهای فنی در ضبط صدا، تیم تولید تصمیم گرفت بخش مصاحبه را دوباره فیلمبرداری کند.
the documentary filmmakers will refilm the final chapter to incorporate recent developments in the story.
فیلمسازان مستند قصد دارند فصل آخر را دوباره فیلمبرداری کنند تا تحولات اخیر در داستان را در آن بگنجانند.
they invested additional budget to refilm the action sequences with more sophisticated special effects.
آنها بودجه اضافی سرمایهگذاری کردند تا صحنهای اکشن را با جلوههای ویژه پیچیدهتر دوباره فیلمبرداری کنند.
the cinematographer suggested refilm the wedding scene during golden hour for more romantic atmosphere.
فیلمبردار پیشنهاد کرد صحنه عروسی را در ساعت طلایی دوباره فیلمبرداری کنند تا فضای رمانتیکتری ایجاد شود.
after discovering continuity mistakes, the editor recommended refilm certain portions of the movie.
پس از کشف اشتباهات پیوستگی، تدوینگر توصیه کرد بخشهایی از فیلم را دوباره فیلمبرداری کنند.
the independent filmmakers decided to refilm their low-budget project using higher quality equipment.
فیلمسازان مستقل تصمیم گرفتند پروژه کمهزینه خود را با استفاده از تجهیزات با کیفیت بالاتر دوباره فیلمبرداری کنند.
she felt pressured to refilm her audition tape to meet the casting director's specific requirements.
او احساس کرد که تحت فشار است تا صحنه آزمایشی خود را دوباره فیلمبرداری کند تا الزامات خاص کارگردان انتخاب بازیگر را برآورده کند.
the production schedule allowed them enough time to refilm any scenes that did not meet artistic standards.
برنامه تولید به آنها زمان کافی برای دوباره فیلمبرداری هر صحنهای که با استانداردهای هنری مطابقت نداشت، داد.
because of unexpected weather changes, the outdoor shooting schedule required them to refilm several critical scenes.
به دلیل تغییرات غیرمنتظره آب و هوا، برنامه فیلمبرداری در فضای باز مستلزم این بود که چندین صحنه حیاتی را دوباره فیلمبرداری کنند.
refilm the scene
فیلمبرداری مجدد صحنه
need to refilm
نیاز به فیلمبرداری مجدد
refilm immediately
بلافاصله فیلمبرداری مجدد
refilm that part
آن قسمت را دوباره فیلمبرداری کنید
will refilm
فیلمبرداری مجدد خواهد شد
refilm it
آن را دوباره فیلمبرداری کنید
must refilm
باید دوباره فیلمبرداری شود
refilming the footage
در حال فیلمبرداری مجدد تصاویر
refilm again
دوباره فیلمبرداری کنید
refilm from scratch
دوباره از صفر فیلمبرداری کنید
the director decided to refilm the entire third act after receiving negative feedback from test audiences.
مدیر تصمیم گرفت صحنه آخر فیلم را دوباره فیلمبرداری کند، پس از دریافت بازخورد منفی از مخاطبان تست.
we had to refilm the scene multiple times because the lighting conditions kept changing throughout the day.
ما مجبور شدیم صحنه را چندین بار دوباره فیلمبرداری کنیم، زیرا شرایط نور در طول روز دائماً در حال تغییر بود.
the studio requested the actors to refilm their dialogue scenes with improved vocal delivery.
استودیو از بازیگران خواست تا صحنههای دیالوگ خود را با ارائه صوتی بهتر دوباره فیلمبرداری کنند.
due to technical errors in the audio recording, the production team chose to refilm the interview segment.
به دلیل خطاهای فنی در ضبط صدا، تیم تولید تصمیم گرفت بخش مصاحبه را دوباره فیلمبرداری کند.
the documentary filmmakers will refilm the final chapter to incorporate recent developments in the story.
فیلمسازان مستند قصد دارند فصل آخر را دوباره فیلمبرداری کنند تا تحولات اخیر در داستان را در آن بگنجانند.
they invested additional budget to refilm the action sequences with more sophisticated special effects.
آنها بودجه اضافی سرمایهگذاری کردند تا صحنهای اکشن را با جلوههای ویژه پیچیدهتر دوباره فیلمبرداری کنند.
the cinematographer suggested refilm the wedding scene during golden hour for more romantic atmosphere.
فیلمبردار پیشنهاد کرد صحنه عروسی را در ساعت طلایی دوباره فیلمبرداری کنند تا فضای رمانتیکتری ایجاد شود.
after discovering continuity mistakes, the editor recommended refilm certain portions of the movie.
پس از کشف اشتباهات پیوستگی، تدوینگر توصیه کرد بخشهایی از فیلم را دوباره فیلمبرداری کنند.
the independent filmmakers decided to refilm their low-budget project using higher quality equipment.
فیلمسازان مستقل تصمیم گرفتند پروژه کمهزینه خود را با استفاده از تجهیزات با کیفیت بالاتر دوباره فیلمبرداری کنند.
she felt pressured to refilm her audition tape to meet the casting director's specific requirements.
او احساس کرد که تحت فشار است تا صحنه آزمایشی خود را دوباره فیلمبرداری کند تا الزامات خاص کارگردان انتخاب بازیگر را برآورده کند.
the production schedule allowed them enough time to refilm any scenes that did not meet artistic standards.
برنامه تولید به آنها زمان کافی برای دوباره فیلمبرداری هر صحنهای که با استانداردهای هنری مطابقت نداشت، داد.
because of unexpected weather changes, the outdoor shooting schedule required them to refilm several critical scenes.
به دلیل تغییرات غیرمنتظره آب و هوا، برنامه فیلمبرداری در فضای باز مستلزم این بود که چندین صحنه حیاتی را دوباره فیلمبرداری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید