the new policy approaches education reformatively, focusing on student-centered learning.
سیاست جدید آموزش را به شیوه اصلاحی دنبال میکند و بر یادگیری محور دانشآموز تمرکز دارد.
the organization is reformatively inclined, always seeking ways to improve its processes.
این سازمان به اصلاح گرایش دارد و همیشه به دنبال راههایی برای بهبود فرآیندهای خود است.
many reformatively minded politicians advocate for changes in healthcare.
بسیاری از سیاستمداران با تفکر اصلاحی از تغییرات در مراقبتهای بهداشتی حمایت میکنند.
the reformatively designed curriculum emphasizes critical thinking skills.
برنامه درسی که به شیوه اصلاحی طراحی شده بر مهارتهای تفکر انتقادی تأکید دارد.
the reformative approach helps students learn reformatively through hands-on experiences.
رویکرد اصلاحی به دانشآموزان کمک میکند تا از طریق تجربههای عملی به شیوه اصلاحی یاد بگیرند.
the government is reformatively oriented toward sustainable development.
دولت به سمت توسعه پایدار به شیوه اصلاحی جهتگیری کرده است.
the company views its business model reformatively to adapt to market changes.
این شرکت مدل کسبوکار خود را به شیوه اصلاحی بررسی میکند تا با تغییرات بازار سازگار شود.
the reformatively structured program offers personalized learning paths.
برنامهای که به شیوه اصلاحی ساختاربندی شده مسیرهای یادگیری شخصیسازی شده ارائه میدهد.
educators are encouraged to think reformatively about traditional teaching methods.
معلمان تشویق میشوند که درباره روشهای تدریس سنتی به شیوه اصلاحی فکر کنند.
the reformatively focused initiative aims to reduce carbon emissions.
ابتکار عمل متمرکز بر اصلاح با هدف کاهش انتشار کربن طراحی شده است.
the reformatively inclined leader inspired others to embrace change.
رهبر با گرایش اصلاحی دیگران را الهام بخشید تا تغییر را بپذیرند.
the new legislation approaches environmental protection reformatively.
قوانین جدید حفاظت از محیط زیست را به شیوه اصلاحی پیش میبرند.
the new policy approaches education reformatively, focusing on student-centered learning.
سیاست جدید آموزش را به شیوه اصلاحی دنبال میکند و بر یادگیری محور دانشآموز تمرکز دارد.
the organization is reformatively inclined, always seeking ways to improve its processes.
این سازمان به اصلاح گرایش دارد و همیشه به دنبال راههایی برای بهبود فرآیندهای خود است.
many reformatively minded politicians advocate for changes in healthcare.
بسیاری از سیاستمداران با تفکر اصلاحی از تغییرات در مراقبتهای بهداشتی حمایت میکنند.
the reformatively designed curriculum emphasizes critical thinking skills.
برنامه درسی که به شیوه اصلاحی طراحی شده بر مهارتهای تفکر انتقادی تأکید دارد.
the reformative approach helps students learn reformatively through hands-on experiences.
رویکرد اصلاحی به دانشآموزان کمک میکند تا از طریق تجربههای عملی به شیوه اصلاحی یاد بگیرند.
the government is reformatively oriented toward sustainable development.
دولت به سمت توسعه پایدار به شیوه اصلاحی جهتگیری کرده است.
the company views its business model reformatively to adapt to market changes.
این شرکت مدل کسبوکار خود را به شیوه اصلاحی بررسی میکند تا با تغییرات بازار سازگار شود.
the reformatively structured program offers personalized learning paths.
برنامهای که به شیوه اصلاحی ساختاربندی شده مسیرهای یادگیری شخصیسازی شده ارائه میدهد.
educators are encouraged to think reformatively about traditional teaching methods.
معلمان تشویق میشوند که درباره روشهای تدریس سنتی به شیوه اصلاحی فکر کنند.
the reformatively focused initiative aims to reduce carbon emissions.
ابتکار عمل متمرکز بر اصلاح با هدف کاهش انتشار کربن طراحی شده است.
the reformatively inclined leader inspired others to embrace change.
رهبر با گرایش اصلاحی دیگران را الهام بخشید تا تغییر را بپذیرند.
the new legislation approaches environmental protection reformatively.
قوانین جدید حفاظت از محیط زیست را به شیوه اصلاحی پیش میبرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید