refuels quickly
به سرعت سوختگیری میکند
refuels efficiently
به طور کارآمد سوختگیری میکند
refuels frequently
به طور مکرر سوختگیری میکند
refuels safely
به طور ایمن سوختگیری میکند
refuels properly
به درستی سوختگیری میکند
refuels regularly
به طور منظم سوختگیری میکند
refuels swiftly
به سرعت و چالاکی سوختگیری میکند
refuels smoothly
به نرمی سوختگیری میکند
refuels often
اغراق سوختگیری میکند
refuels on-demand
در صورت نیاز سوختگیری میکند
the plane refuels before continuing its journey.
هواپیما قبل از ادامه مسیر خود سوختگیری میکند.
she refuels her car every week to avoid running out of gas.
او هر هفته برای جلوگیری از بنزین تمام شدن، ماشین خود را سوختگیری میکند.
the truck refuels at the station to deliver goods on time.
کامیون برای تحویل به موقع کالاها در ایستگاه سوختگیری میکند.
he refuels his energy with a healthy breakfast.
او با یک صبحانه سالم انرژی خود را تجدید میکند.
the team refuels during halftime to regain their strength.
تیم در وقت استراحت برای بازیافتن توان خود سوختگیری میکند.
after a long day, she refuels with a good night's sleep.
بعد از یک روز طولانی، او با یک خواب شبانه خوب خود را تجدید میکند.
he refuels his motivation by reading inspiring books.
او با خواندن کتابهای الهامبخش، انگیزه خود را تجدید میکند.
the car refuels quickly at the automated station.
ماشین به سرعت در ایستگاه خودکار سوختگیری میکند.
they refuel the generator to keep the lights on during the storm.
آنها ژنراتور را سوختگیری میکنند تا در طول طوفان نورها روشن بماند.
before the race, the driver refuels to ensure peak performance.
قبل از مسابقه، راننده برای اطمینان از عملکرد اوج، سوختگیری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید