refutation

[ایالات متحده]/ˌrefjuː'teɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrɛfjʊ'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اثبات نادرست بودن یک بیانیه یا نظریه.

جملات نمونه

Because the philosophers of anti-inductivism generally overlook this condition,So they call in question or refutation of inductivism manyly with false ground of argument or a trick by ancien premier.

از آنجایی که فلاسفه ضد استقرایی معمولاً این شرط را نادیده می‌گیرند، بنابراین آنها استقرایی را با استدلال‌های نادرست یا یک حقه توسط نخست‌وزیر سابق به چالش می‌کشند یا رد می‌کنند.

He presented a strong refutation of the opponent's argument.

او یک رد قوی از استدلال حریف ارائه داد.

The scientist's refutation of the theory was based on extensive research.

رد نظریه توسط دانشمند بر اساس تحقیقات گسترده بود.

The refutation of the conspiracy theory was widely accepted by the public.

رد تئوری توطئه به طور گسترده توسط مردم پذیرفته شد.

Her refutation of the false accusations cleared her name.

رد اتهامات نادرست توسط او باعث پاک شد.

The lawyer's refutation of the witness's testimony raised doubts about the case.

رد شهادت شاهد توسط وکیل باعث ایجاد تردید در مورد پرونده شد.

The refutation of traditional beliefs led to a paradigm shift in the field of science.

رد باورهای سنتی منجر به تغییر پارادایم در زمینه علم شد.

The refutation of the company's claims exposed their unethical practices.

رد ادعاهای شرکت، شیوه‌های غیراخلاقی آنها را نشان داد.

His refutation of the myth debunked long-held misconceptions.

رد افسانه توسط او، تصورات غلط ریشه‌دار را رد کرد.

The refutation of the conspiracy theory was backed by solid evidence.

رد تئوری توطئه با شواهد قوی پشتیبانی شد.

The refutation of outdated theories paved the way for new discoveries.

رد نظریات قدیمی راه را برای کشف‌های جدید هموار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید