disproof of theory
رد نظریه
disproof of claim
رد ادعا
disproof by evidence
رد با استفاده از شواهد
disproof of hypothesis
رد فرضیه
disproof of argument
رد استدلال
disproof of assertion
رد اظهارنظر
disproof of idea
رد ایده
disproof of statement
رد اظهارات
disproof in science
رد در علم
disproof of myth
رد افسانه
the scientist presented a disproof of the previous theory.
دانشمند یک رد نظریه قبلی ارائه داد.
his findings serve as a disproof of the common myth.
یافتههای او به عنوان رد یک باور غلط رایج عمل میکند.
they sought disproof of the allegations made against them.
آنها به دنبال رد اتهامات وارد شده به آنها بودند.
the disproof of the hypothesis led to new discoveries.
رد فرضیه منجر به کشفهای جدید شد.
she provided a disproof that changed the debate.
او یک رد ارائه داد که بحث را تغییر داد.
his research offered a strong disproof of the old theories.
تحقیقات او یک رد قوی از نظریههای قدیمی ارائه داد.
the disproof of the claim was well documented.
رد ادعا به خوبی مستند شده بود.
they were looking for disproof to support their argument.
آنها به دنبال ردی برای حمایت از استدلال خود بودند.
the disproof of the assumption was crucial for the project.
رد این فرضیه برای پروژه بسیار مهم بود.
she was able to provide a disproof that was convincing.
او توانست ردی ارائه دهد که قانع کننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید